ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٤ - شأن نزول
مسجد الحرام را تعمير كرده و منصب سقايت حاجيان را بعهده دارم؟ و دنبال اين گفتگو بود كه آيه فوق نازل شد.
و حاكم ابو القاسم حسكانى بسندش از بريدة روايت كرده كه وقتى شيبة و عباس بيكديگر فخر و مباهات ميكردند، در اينميان على بن ابى طالب بدانها گذشت و فرمود:
بچه چيز بيكديگر مباهات ميكنيد؟ عباس گفت: فضيلتى را كه من دارم هيچكس دارا نيست، و آن منصب سقايت حاجيان است. شيبة گفت: و من هم متصدى تعمير مسجد الحرام هستم! على ٧ فرمود: من براى شما شرم دارم زيرا من در كودكى بفضيلتى مفتخر شدم كه شما بدان فضيلت مفتخر نگشتيد، آن دو گفتند: آن فضيلت چيست؟
فرمود: بينى شما دو نفر را با شمشير زدم تا وقتى كه بخدا و رسول او ايمان آورديد.
عباس كه اين سخن را از على ٧ شنيد خشمناك برخاست و هم چنان كه دامنش (از خشم) بر زمين كشيده ميشد بنزد رسول خدا ٦ آمده گفت:
مىبينى كه على با من چگونه روبرو شده و چه ميگويد؟ حضرت دستور داده فرمود:
على را نزد من آريد، و چون على ٧ بنزد آن حضرت آمد رسول خدا ٦ بدو فرمود:
چرا با عمويت اينگونه سخن گفتى؟ على در پاسخ آن حضرت عرض كرد: اى رسول خدا من از روى حق و حقيقت با وى سخن گفتم چه او را خوش آيد و چه ناخوش! در اينوقت جبرئيل نازل شد و سلام پروردگار را برسول خدا رسانيد و سپس اين آيه را نازل كرد.
عباس كه اين جريان را مشاهده كرد سه بار گفت: «ما راضى شديم ...» و در تفسير ابو حمزه است كه چون عباس در جنگ بدر بدست مسلمانان اسير شد جمعى از مهاجر و انصار بنزد او رفته و او را به كفرى كه داشت و پيوند خويشاوندى خود را كه با رسول خدا ٦ قطع كرده بود سرزنش و توبيخ كردند، عباس در پاسخ آنان اظهار كرد: شما چرا كارهاى بد ما را بزبان ميآوريد اما كارهاى خوب ما را كتمان ميكنيد؟ گفتند: مگر شما كار خوب هم داريد؟ گفت: آرى بخدا مائيم كه مسجد الحرام را تعمير كرده و پرده دار خانه كعبه هستيم، سقايت حاجيان بعهده ما است، و بيچارگان و درماندگان را ما از بند اسارت آزاد كنيم ... در اينوقت آيه فوق نازل شد.