ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٧ - تفسير
[سوره التوبة (٩): آيات ١٠١ تا ١٠٢]
(وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى عَذابٍ عَظِيمٍ (١٠١) وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢))
ترجمه:
و از آن اعراب باديه نشين كه اطراف (شهر) شمايند منافقان هستند و از مردم مدينه نيز كه اينها بر نفاق خود ثابت و سركش هستند، تو آنها را نمىشناسى و ما مىشناسيمشان، دو بار عذابشان خواهيم كرد سپس بعذابى بزرگ برده ميشوند (١٠١) و ديگران كه بگناهان خود اعتراف كردند، و عمل شايستهاى با عمل بد ديگرى آميختهاند، اميد است كه خدا توبهشان را بپذيرد كه خدا آمرزنده و مهربان است (١٠٢).
شرح لغات:
حول: اطراف چيزى كه بدان احاطه دارد.
مرد (در مردوا): اصل آن بمعناى چيز صاف است، و از اينرو بجوانى كه مو در صورت ندارد «امرد» گويند، و برخى گفتهاند: بمعناى ظهور است. و مارد بكسى گويند كه شرّ و بدى او ظاهر گردد. و «مرد الرجل» يعنى سركشى كرد و از فرمان سرپيچى نمود.
تفسير:
(وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ) از اعراب باديه نشين كه در اطراف شهر