ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٤ - تفسير
و از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت شده كه ثعلبه بيكى از مجالس انصار آمده و آنها را گواه گرفته و گفت: اگر خدا از فضل خويش بمن چيزى بدهد زكاتش را ميدهم و حق هر كس را كه در آن حقى داشته باشد ميپردازم، و بخويشاوندان رسيدگى ميكنم، خداى تعالى او را آزمايش كرد، بدين ترتيب كه عموزاده او از دنيا رفت و ثروتى از وى بدو رسيد ولى ثعلبه بعهد خويش وفا نكرد، و در اينباره آيات فوق نازل گشت.
حسن و مجاهد گفتهاند: آيات فوق درباره ثعلبة بن حاطب و معتب بن قشير كه هر دو از طائفه عمرو بن عوف بودند نازل گشت، و آن دو گفتند: اگر خدا مالى روزى ما كرد صدقه خواهيم داد ولى چون خدا مالى روزى ايشان كرد بدان بخل ورزيدند.
ضحاك گفته: آيات فوق درباره چند تن از منافقان بنامهاى: نبتل بن حارث، و جدّ بن قيس، و ثعلبة بن حاطب و معتب بن قشير نازل گشت.
و كلبى گفته: اين آيات درباره حاطب بن ابى بلتعة نازل گشت كه او مال التجارة اى در شام داشت و رسيدن آن مال بطول انجاميد و همين سبب شد كه او در مضيقه سختى قرار گرفت، و از اينرو قسم خورد كه اگر خدا آن مال را بوى برساند صدقه بدهد، و چون خداوند مال مزبور را بدو رسانيد بر طبق قسمى كه خورده بود رفتار نكرد.
تفسير:
خداى سبحان در اين آيات وضع منافقان را كه در آيات پيش نامشان مذكور گشته بيان كرده چنين فرمايد:
(وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ) يعنى اگر از روزى خويش بما عطا كند بفقيران صدقه دهيم.
(وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ) و در نتيجه بسبب انفاق آن در راه خدا و صله رحم و مواسات با نيازمندان از شايستگان گرديم.
(فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ) و چون همان را كه خواسته بودند خداى تعالى بديشان