ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٩ - تفسير
باز ميگردد و حج بايد در همان ماه ذى حجة انجام شود، و «نسىء» را بدين ترتيب باطل فرمود.[١](يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا) يعنى با اين «نسىء» آنان كه كفر ورزيدند گمراه شوند، و برخى «يضل»- بكسر ضاد- خواندهاند و روى آن قرائت معنا چنين ميشود كه اينها با اينكار ديگران را گمراه ميكنند، و گمراه ساختن آنها باين بود كه اينكار را ميكردند تا ماههاى حرامى را كه خدا جنگ در آنها را حرام كرده بود و حج را در قسمتى از آن ماهها واجب فرموده بود حلال كنند، و در نتيجه ترك حج را در آن وقتى كه خدا واجب كرده بود حلال
[١]- و خلاصه سخن اين شد كه در معناى نسىء دو وجه گفته شده: يكى آنكه« نسىء» يعنى تأخير انداختن ماه حرام، بدين ترتيب كه سال را همان دوازده ماه قمرى ميگرفتند و چون روى ماههاى قمرى سه ماه متوالى ماههاى حرام بود و اعراب نيز اهل جنگ و غارت بودند بر آنها سخت بود كه سه ماه متوالى دست از جنگ و غارت بكشند، بخاطر فقر و بيچارگى كه داشتند و اينكار گاهى منجر بهلاكت و نابودى آنها ميشد از اينرو در صدد چاره بر آمده و گاهى حرمت ماه محرم را- كه ماه سوم بود- بماه صفر ميأنداختند و ماه محرم شروع بجنگ و غارت ميكردند و ماه صفر را ماه محرم ميگرفتند و دست از جنگ مىكشيدند، و روى اين تفسير اينها ماهها را همان ماههاى قمرى ميگرفتند لكن حكم برخى از آنها را كه حرمت قتال بود جابجا ميكردند.
و تفسير دومى كه مجاهد و برخى ديگر كردهاند روى اين است كه ميخواستهاند سال قمرى را بسال شمسى منطبق سازند و حج را در فصل معينى را كه هوا مناسب باشد انجام دهند و چون سال قمرى با سال شمسى معمولا ده روز تفاوت دارد از اينرو در هر سه سال يك ماه تفاوت ميكرد در سال سوم يك ماه زياد ميكردند و آن را سيزده ماه ميگرفتند و روى اين حساب مبدء سال سوم اول ماه صفر ميشد ولى آن را محرم ميناميدند، و حج را قهراً در همان ماه محرم حقيقى انجام ميدادند، و با گذشتن دو سال، حج در ماه صفر قرار ميگرفت و همچنين تا يك دور تمام بگردد، و روى اين تفسير، آنها براى آنكه سال قمرى را با شمسى منطبق سازند ماهها را جابجا ميكردند نه آنكه حكم را جابجا كنند.
و مؤلف بطور اجمال هر دو تفسير را نقل كرده و بطور واضح معلوم نيست كدام را اختيار فرموده، زيرا از آغاز كلام او ظاهر ميشود كه تفسير اول را اختيار كرده، ولى از كلامى كه در تفسير دنباله آيه يعنى جمله« ليضل به الذين كفروا» در توضيح قرائت« يضل»- بضم ياء- ذكر كرده چنين بر ميآيد كه تفسير دوم را اختيار فرموده و اللَّه العالم.