ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٨ - تفسير
و او رئيس حاجيان بود، وى ميگفت: منم كه مورد نكوهش قرار نگيرم و نوميد نگردم و حكمم را كسى ردّ نكند؟ حاجيان در پاسخش ميگفتند: آرى تو اينچنين هستى اكنون يك ماه را براى ما تأخير بينداز و حرمت ماه محرم را بماه صفر بيانداز و محرم را براى ما حلال كن، و او نيز چنين ميكرد، و پس از ظهور اسلام نيز كسى كه اين كار را ميكرد: جنادة بن عوف بن اميه كنانى بود.
ابن عباس گفته: نخستين كسى كه اين بنا را گذارد عمرو بن لحى بن قمعة بن خندف بود، و ابو مسلم گفته: مردى از بنى كنانه بنام قلمس بود كه ميگفت: من امسال محرم را صفر قرار ميدهم و در اين سال دو ماه صفر داريم و بجاى آن سال آينده ماه صفر را محرم قرار داده و دو ماه محرم ميگيريم، و شاعر بنى كنانة گفته: «و منا ناسئ الشهد القلمس» يعنى قلمس كه ماه را بعقب ميانداخت از ما قبيله بوده است. و كميت نيز گويد:
|
و نحن الناسئون على معدّ |
شهور الحل نجعلها حراما[١] |
|
و مجاهد گفته: مشركان چنان بودند كه هر دو سال در يك ماه حج بجا ميآوردند، دو سال در ماه ذى حجة، و دو سال در محرم و دو سال در صفر و همچنين در ماههاى ديگر[٢]، تا سال قبل از حجة الوداع حج آنها در ماه ذى قعدة انجام شد و سال بعد كه رسول خدا- ٦- بحجة الوداع رفت حج در ماه ذى حجة انجام گرديد و از اينرو رسول خدا- ٦- در خطبهاى كه ايراد كرد فرمود: هان (اى مردم) بدانيد كه زمان مانند روزى كه خدا آسمانها و زمين را آفريد باز گردد، سال دوازده ماه است كه چهار ماه آن ماههاى حرام است، و اين چهار ماه، سه ماهش پشت سر هم يعنى ذى قعدة و ذى حجة و محرم است، و يك ماه هم رجب «مضر» كه ميان ماه جمادى و شعبان است و مقصود آن حضرت ٧ اين بود كه ماههاى حرام بهمان وضع سابق خود
[١]- مائيم كه ماههاى حلال را بر قبيله معد بتاخير انداخته و حرامش ميكرديم.
[٢]- يعنى چون ميخواستند سال قمرى را با شمسى منطبق سازند و حج را در فصول مناسب از نظر هوا از روى ماههاى شمسى انجام دهند قهراً اينطور ميشد كه در هر دو سال حج در يك ماه انجام ميشد، دو سال در ذيحجة، دو سال در محرم و همچنين.