ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - تفسير
و از پيغمبر- ٦- روايت شده كه فرمود: «عدن» آن خانهاى است كه خدا آفريده و چشمى آن را نديده و بر دل افراد بشر خطور نكرده و جز سه دسته در آن مسكن نگيرند: پيمبران، صديقان، شهيدان، خداى عز و جل بدان گويد: خوشا بحال كسى كه در تو در آيد.
(وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ) و خوشنودى خداى تعالى از آنها، بالاتر از همه اينها است.
جبائى گفته: و اينكه خوشنودى خدا بالاتر از همه آن پاداشها است بدان جهت است كه هيچيك از آنها جز بواسطه خوشنودى او حاصل نگردد، و همان خوشنودى او است كه انسان را بدان ثواب وادار كند.
و حسن گفته: بدانجهت است كه سرورى كه از رضايت خدا بر انسان دست دهد از همه آنها بالاتر است.
(ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) يعنى اين نعمتهايى كه شرحش داده شد كاميابى بزرگى است كه چيزى بزرگتر از آنها نيست. آن گاه خداى سبحان دستور جهاد داده فرمايد:
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ) يعنى با شمشير و كارزار.
(وَ الْمُنافِقِينَ) و در اينكه جهاد با منافقان چگونه است اختلاف شده:
جبائى گفته: يعنى با زبان و موعظه و تهديد. و ديگرى گفته: يعنى با اجراء حدود بر آنها، زيرا بهره آنها در اينباره بيش از ديگران بوده[١]، و برخى چون ابن مسعود گفتهاند: جهاد با منافقان بسه نوع است،- يعنى بهر نوع كه ممكن بود-:
نخست بوسيله دست، و اگر نتوانست با زبان، و اگر با زبان هم نتوانست با دل و قلب،
[١]- اين جمله جوابى از سؤال مقدر است كه اگر كسى بگويد: اجراء حدود اسلام بر هر- گناهكارى واجب است و اختصاصى بمردم منافق ندارد؟ در جواب گفته شود كه بيشتر كسانى كه در زمان رسول خدا- ٦- بخاطر انجام گناهان حد بر آنها جارى ميشد همين منافقان بودند و بهره آنها بيش از ديگران بود.