ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٤ - تفسير
شرح لغات:
شك: ترديد و دو دلى كه هر دو طرف براى انسان يكسان است و در نتيجه توقف ميكند. چنانچه اگر كسى شك داشت كه زيد در خانه است يا نه، براى چنين كسى هيچيك از دو طرف اين قضيه مزيتى بر آن طرف ديگر ندارد.
توفى: گرفتن چيزى بتمام جهات.
اقامه: نصب كردن.
مماسة: تماس پيدا كردن و در معنى با مطابقه و مجامعت شبيه است و نقيض آن مباينت است.
كشف: رفع حجاب و پردهاى كه مانع از درك است.
تفسير:
سپس خداى سبحان پيغمبر را به بيزارى جستن از هر معبودى جز خدا مأمور ساخته و فرمايد:
(قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ ...) اى محمد باين كافران بگو اگر در دين من شك داريد كه حق است يا نه.
(فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ) من بخاطر شكى كه شما در آئينم داريد آنچه را شما جز خدا مىپرستيد من پرستش نخواهم كرد.
(وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ) ولى من خدايى را مىپرستم كه قدرت دارد شما را بميراند، و اين جمله متضمن تهديدى براى آنها بود، زيرا معناى وفات مشركان وعده عذاب آنها بود. و اگر كسى بپرسد كه چگونه: خدا ميفرمايد: «بگو اگر در دين من شك داريد» در صورتى كه آنها اعتقاد ببطلان دين آن حضرت داشتند و شكى در اينباره نداشتند؟ پاسخ آن بچند وجه است:
١- تقدير اين جمله آن است كه هر كس در دين من شك داشته باشد ...
٢- آنها بخاطر اضطراب و نگرانيشان در وقت ورود آيات همانند مردمان شاك و دو دل بودند.