ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٧ - تفسير
رسول خدا- ٦- نيز دعا كرده گفت: خدايا چشمشان را كور كن، و در اثر همان دعا نتوانستند داخل غار گردند و شروع بگردش اطراف غار كردند، در آن حال ابو بكر گفت: اگر اينها بپاهاى خود نگاه كرده بودند ما را ميديدند.
و على بن ابراهيم بن هاشم روايت كرده كه همراه آنها مردى از قبيله خزاعة بود كه نامش ابو كرز بود، وى هم چنان رد پاى رسول خدا- ٦- را گرفته بود و پيش ميآمد تا چون بدر غار رسيد بمشركين گفت: اين جاى پاى محمد است و بخدا همانند جاى پايى است كه در مقام (ابراهيم) است. و اين ديگر جاى پاى ابى قحافة و يا پسر او است، و اين دو از اين نقطه نگذشتهاند، يا اينكه بآسمان بالا رفته و يا در زمين فرو رفتهاند، در همين حال سوارى از فرشتگان بصورت انسانى حاضر شد و بر در غار ايستاده بدانها گفت: او را در اين كوهها و درّهها جستجو كنيد كه در اين جا نيست، و عنكبوت بر در غار تار تنيده بود. و در آن حال مردى از قريش بر در غار نشست و بول كرد، ابو بكر گفت: اى رسول خدا اينها ما را ديدند؟ حضرت فرمود: اگر ما را ديده بودند با عورت باز روبروى ما نميآمدند.
(فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ) يعنى بر محمد- ٦- زجاج گفته: يعنى آرامش خاطرى بر دل او انداخت كه از آن دانست مشركين بدو دسترسى پيدا نخواهند كرد.
(وَ أَيَّدَهُ) و او را نيرو داد و يارى كرد(بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها) زجاج گفته: يعنى بفرشتگانى كه در روى كفار و ديدگانشان در آمده و مانع شدند كه آنها رسول خدا- ٦- را ببينند.
و ابن عباس گفته: يعنى بفرشتگانى او را نيرومند ساخت كه آنها براى نجات آن حضرت دعا كردند. و مجاهد و كلبى گفتهاند: معنايش آن است كه خداوند او را بفرشتگان بدر كمك كرد، و بدو در همانوقت كه در غار بود خبر داد كه نقشه دشمنان را از او بگرداند، و در جنگ بدر نصرت خود را براى آن حضرت آشكار ساخت.
و برخى گفتهاند: ضمير در «عليه» به ابى بكر برميگردد (يعنى خدا آرامش خود را بر ابى بكر نازل فرمود).