ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - تفسير
(وَ لا تَفْتِنِّي) ابن عباس و مجاهد گفتهاند: يعنى مرا بزنان رومى مفتون مكن، و حسن و قتاده و جبائى و زجاج گفتهاند: يعنى مرا بگناه مينداز زيرا براى من مقدور نيست كه با تو بيرون آيم و اگر بمن اجازه توقف ندهى ناچارم از دستور تو سرپيچى كنم و در نتيجه بگناه دچار شوم.
(أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا) يعنى اينها با مخالفت دستور تو در بيرون شدن بسوى جهاد در گناه و كفر در افتادند. و ابو مسلم گفته: معناى آيه چنان است كه آن منافق به پيغمبر- ٦- گفت: مرا در اين شدت گرما با تكليف به بيرون شدن بسوى جهاد معذب مكن، (خداوند فرمايد:) آگاه باش كه اينها (با اين سخن) در گرمايى سختتر كه همان گرماى آتش جهنم باشد در افتادند. و دليل بر اين معنى گفتار خداى تعالى است (كه در چند آيه ديگر[١] از منافقين حكايت كند)(وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ...) (يعنى اين منافقان گفتند: در اين گرما بيرون نرويد، بگو آتش جهنم حرارتش بيشتر و سختتر است ...).
(وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ) يعنى بزودى آنها را احاطه خواهد كرد و راهى براى رهايى از آن ندارند.
(إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ) در اين جمله خداوند پيغمبر- ٦- را مخاطب ساخته و معنايش آن است كه اگر از جانب خدا نعمت و پيروزى و غنيمتى بتو برسد منافقان غمگين شوند.
(وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ) و اگر دچار سختى و رنج و آفت جانى يا مالى گردى.
(يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ) مجاهد گفته: يعنى ما احتياط كار خود كرديم و پيش از رسيدن اين مصيبت براى آنكه دچارش نشويم از رفتن خوددارى كرديم(وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ) و در حالى كه از مصيبتهايى كه بمؤمنان رسيده خوشحالند بخانههاى خود باز گردند.
[١]- آيه ٨١ از همين سوره.