فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
بن قيس از اميرالمؤمنين(ع) كه به جهت وجود ابان بن ابى عيّاش و برخى ديگر ضعيف مىباشد. (٤٧) و خبر هشام بن حسان از امام حسن مجتبى(ع) كه در تفسير برهان به نقل از امالى شيخ طوسى و شيخ مفيد نقل شده است و به سبب وجود رجال مجهول در سند آن، ضعيف شمرده مىشود (٤٨) و نيز روايت ديگرى از سليم بن قيس در تفسير برهان به نقل از تفسير نعمانى (٤٩)كه عياشى نيز آن را مرسلاً نقل كرده است. (٥٠) و همچون روايت پيشين سليم به سبب وجود ابان بن ابى عيّاش و ديگران در سند آن، ضعيف است. همچنين روايت مرسل جابر جعفى از امام باقر(ع) كه عيّاشى آن را نقل كرده است. (٥١) و خبر اعمش از امام صادق(ع) كه شيخ صدوق آن را در خصال آورده (٥٢) است. در اين روايت، امام به «القائم بأمورالمسلمين» توصيف شده است كه صراحت در حقّ تصدى و تكفّل امور امت اسلامى دارد، ولى سند روايت به علّت وجود رجال مجهول، ضعيف است.
اين روايات، بخشى از اخبارى است كه در تطبيق «أُولي الأَمر» بر ائمه معصومين(ع) وارد شده است و با تتبّع، به روايات بيشترى مىتوان دست يافت. دلالت آيه شريفه بر اين كه حقّ اداره امر امت و كشور اسلامى از طرف خداوند متعال براى ائمه معصومين اعطاء شده است، بسيار واضح و آشكار مىباشد.
آيه سوم:
{النبيّ أولى بالمؤمنينَ من أَنفسهم و أزواجه أُمَّهاتهم و أُولُوا الأرحام بعضهم أَولى ببعض في كتابِ اللّه من المؤمنين و المهاجرين إلاّ أن تفعلوا إلى أوليائكم معروفاً كان ذلك في الكتاب مسطوراً} (٥٣) ؛
(٤٧) الكافي، ج٢، باب ما أدنى به العبد مؤمناً أو كافراً أو ضالاًّ، ص ٤١٤، ح١.
(٤٨)تفسير البرهان ، ج١، ص٣٨٤، ح١٤.
(٤٩) همان، ح١٣.
(٥٠)تفسير العياشى، ج١، ص٣٥٣ و ٢٤٩، ح١٧٧ و ١٦٨؛ تفسير البرهان، ج١، ص٣٨٦ و ٣٨٤، ح٢٧ و ١٨.
(٥١) همان .
(٥٢)الخصال، صدوق، باب أنّ العلماء و الائمة بعد النبي أثنا عشر، ص ٤٧٨ و ٤٧٩، ح٤٦.
(٥٣) احزاب، آيه ٦.