فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - دفاع از مبناى امام راحل (قدّس سرّه)در باب حيل ربا سيد محسن سعيدى
با اموالشان آزمايش شوند، پس حرامهاى الهى را با توسل به شبهات دروغين و هواهاى گمراه كننده، حلال شمارند و خمر را به اسم نبيذ و رشوه را به نام هديه و ربا را به عنوان بيع، حلال مىكنند. (٦١) (٦٢)
و صالح بن عقبه از يونس شيبانى چنين نقل مىكند:
قلت لأبي عبداللّه(ع): الرجل يبيع البيع و البائع يعلم أنّه لايسوى و المشتري يعلم أن لايسوى إلاّ أنّه يعلم أنّه سيرجع فيه فيشتريه منه، قال: فقال(ع): يا يونس! انّ رسول اللّه(ص) قال لجابربن عبداللّه: كيف أنت إذا ظهر الجور و أورثهم الذلّ؟ قال: فقال له جابر: لابقيت إلى ذلك الزمان و متى يكون ذلك بأبى أنت و أُمّي؟ قال: إذا ظهر الربا يا يونس و هذا الربا فإن لم تشتره ردّه عليك؟ قال: قلت: نعم، قال: فلا تقربنه، فلا تقربنه؛ (٦٣)
يونس (٦٤) مىگويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مردى كالايى را مىفروشد و فروشنده و خريدار هر دو مىدانند كه اين كالا اين قدر ارزش ندارد اما خريدار اطمينان دارد كه فروشنده دوباره آن را از وى خواهد خريد. امام(ع) فرمود: يونس! همانا كه رسول خدا(ص) به جابربن عبداللّه فرمود: حال تو چگونه خواهد بود هنگامى كه ستم آشكار گردد و مردم را خوار گرداند؟ جابر عرض كرد: خدا مرا تا آن زمان زنده نگذارد. پدر و مادرم فداى تو باد! آن، چه هنگامى است؟ رسول خدا(ص) فرمود: آنگاه كه ربا شايع شود. اى يونس! آنچه
(٦١) نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه ١٥٦؛ وسائل الشيعه، ج١٨،(كتاب التجارة) باب ٢٠ از ابواب الربا، ص١٦٣ ، ح٤.
(٦٢) اين روايت را ابن قيّم در اعلام الموقعين و بخارى در صحيح خود نقل كردهاند و مدعى شدهاند اگر هيچ روايتى غير از اين نبود، براى ابطال و تحريم حيله كافى بود. «به نقل از مقايسهاى بين سيستمهاى اقتصادى، ج٢، ص٧٤».
(٦٣) وسائل الشيعه، ج١٨، كتاب التجارة، باب ٥ از ابواب احكام العقود ، ص٤٢ ، ح٥.
(٦٤) اين حديث سنداً ضعيف است؛ چرا كه يونس شيبانى فرد مجهولى است و صالح بن عقبه مشترك است.