فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
كنيد تا آنكه رسول خدا(ص) آن را براى مردم توضيح داد و آيه {اطيعُوا اللّهَ و اطيعُوا الرسول و أُولى الأمرِ منكم} در باره على و حسن و حسين(ع) نازل شد و رسول خدا(ص)، در باره على(ع) فرمود: «هركه من مولا و آقاى او هستم على مولاى اوست» و فرمود: «من به شما در باره كتاب خدا و خاندانم وصيت مىكنم؛ زيرا من از خداوند عزّ وجلّ خواستهام كه ميان آنها جدايى نيفكند تا آنها را بر سر حوض به من برساند، پس خدا درخواست مرا اجابت كرد» و فرمود: «چيزى به آنها نياموزيد كه آنها عالمتر از شما هستند» و فرمود: «خاندان من هرگز شما را از مسير هدايت بيرون نمىكنند و هرگز شما را به باب گمراهى وارد نخواهند كرد».
پس اگر پيغمبر ساكت مىنشست و بيان نمىكرد كه اهل بيت او كيستند، آل فلان و آل فلان ادّعاى آن را مىكردند؛ ولى خداوند پيغمبرش را تصديق كرد و در قرآن كريم فرمود: «همانا خدا مىخواهد پليدى را از شما خاندان اهل بيت بزدايد و شما را پاك گرداند». على و حسن و حسين و فاطمه(ع) بودند كه پيغمبر(ص) در خانه امّ سلمه آنها را زير عبا گرد آورد و فرمود: «بار خدايا هر پيغمبرى خاندان و كسان گرانقدرى دارد و اينها خاندان و كسان ارزشمند من هستند، اُمّ سلمه گفت: آيا من از خاندان تو نيستم؟ فرمود: تو به سوى خوبى رهسپارى ولى اينان خاندان و كسان گرانقدر من مىباشند».
هنگامى كه رسول خدا(ص) وفات كرد، على(ع) سزاوارتر از همه مردم، براى پيشوايى و رهبرى بر آنان بود و اين به سبب پيامهاى فراوانى بود كه رسول خدا(ص) از جانب خداوند در مورد او آورده بود و را در براى مردم سرفراز كرد و دست او را در دست خود نهاد.سپس زمانى كه على(ع) درگذشت، نمىتوانست محمد بن على يا عباس بن على يا يكى از پسرانش را وارد امر امامت كند و اين كار را هم نكرد؛ زيرا در اين صورت حسن و حسين(ع) مىگفتند: خداوند در باره ما حكم نازل كرده، چنانچه در باره تو نازل كرده است و به اطاعت ما دستور داده، چنانچه به اطاعت تو دستور داده است و رسول خدا(ص) در باره ما پيام خداوند را