فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
كلّى تمامى مواردى را كه در بيان معناى ولايت مطرح كرديم ـ به او تفويض كردند، شارع مقدس اين نيابت و وكالت را امضا مىكند، يا اين كه دخالت شريعت در مسئله ولايت امر بيشتر از اين است و شارع، مسئله ولايت امر مسلمين را از امور اصلى و از اركان احكام اسلام قرار داده است؟
براى پاسخ به هر يك از احتمالهاى مهم سه گانه، بايد به ادلّه معتبر رجوع كرد و مقصود اساسى ما در اين نوشتار همين است.
مقدمه سوم: با تدبّر در معناى ولايت درمىيابيم كه امر ولايت، در واقع همان امامت امت اسلامى است و فقط بيان احكام الهى نيست. قابل تصور است كه انسانى از طرف خداوند به عنوان پيامبر به سوى مردم فرستاده شود تا احكام خداوند را برايشان بيان كند و تبعيّت مردم از آن احكام هم واجب باشد، اما وظيفه اين پيامبر محدود به ابلاغ احكام الهى باشد و هيچ گونه مسئوليتى نسبت به امامت وولايت مردم نداشته باشد و شايد امر امامت و ولايت، به كمالات و شايستگىهاى خاصى نياز دارد. با دقت در معانى امامت و نبوت در مىيابيم كه نسبت بين اين دو معنى، عموم و خصوص من وجه است، چه بسا پيامبرى مانند حضرت ابراهيم(ع) و پيامبر مكرّم اسلام(ص)، امام و ولىّ امر امت نيز باشند و چه بسا انسانى كه پيامبر باشد ولى امام نباشد ؛ مانند لوط و بسيارى از انبياى الهى(ع). در مواردى هم ممكن است كسانى داراى مقام امامت و ولايت امر باشند ولى به مرتبه نبوّت نرسيده باشند، مانند ائمه معصومين(ع).
براى تبيين بيشتر موضوع، بعضى از اخبارى را كه در اين باره آمده است، متذكر مىشويم:
در كتاب كافى روايتى از هشام بن سالم ـ كه اعتبار سند آن نيز بعيد نيست ـ از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند:
الأنبياء و المرسلون على أربع طبقات: فنبيّ منبّأفي نفسه لايعدو غيرها، و نبيّ يرى في النوم و يسمع الصوت ولايعاينه في اليقظة و لم يبعث إلى أحد و عليه إمام مثل ما كان ابراهيم على لوط(ع)، و نبيّ يرى في منامه و يسمع الصوت و يعاين