فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - نماز تراويح سنت يا بدعت؟ جعفر سبحانى آیت الله
نووى نيز در شرح عبارت فوق گفته است:
اين عبارت كه «پس از رحلت پيامبر(ص) مردم بر همين روال عمل مىكردند»، يعنى در طول حيات پيامبر(ص) هر فردى نوافل رمضان را در خانهاش و به صورت فرادى اقامه مىكرد تا اين كه مقدارى از خلافت عمر سپرى شد، آن گاه عمر مردم را جمع كرد تا اين نمازها را پشت سر ابىّ بن كعب بخوانند. از آن وقت به بعد مردم اين نماز را به صورت جماعت مىخوانند. (٥٩)
نووى از عبدالرحمن بن عبدالقارى نيز نقل كرده كه گفته است:
شبى در ماه رمضان با عمر بن خطاب از خانه بيرون آمده و با هم به مسجد رفتيم. مردم را ديديم كه به صورت پراكنده، گروهى فرادى نماز مىخوانند و گروهى هم به فردى اقتدا كردهاند. عمر گفت: به نظر من اگر مردم با يك امام نماز مىخواندند، بهتر بود. سپس بر اين كار مصمم شد و مردم را به نماز خواندن با ابىّ بن كعب گرد آورد. آنگاه شبى ديگر با او از خانه خارج شده، به مسجد آمديم وديديم كه مردم نماز تراويح را با ابىّ بن كعب مىخوانند. عمر گفت: «اين كار چه بدعت خوبى است، نمازى كه بخوابند و بعد از خواب بخوانند، بهتر است از آنكه قبل از خواب بخوانند». مراد عمر اين بود كه نماز تراويح را آخر شب بخوانند و مردم آن را اوّل شب مىخواندند. (٦٠)
عبارت «اين كار چه بدعت خوبى است» نشان مىدهد كه به جماعت خواندن اين نماز، از سنتهاى خود خليفه است و به شرع ارتباطى ندارد و گروهى از علما به اين مطلب تصريح كردهاند.
قسطلانى گفته است:
عمر اين عمل را بدعت ناميد؛ زيرا نه اجتماع كردن براى به جا آوردن آن، سنت پيامبر بوده و نه در زمان ابوبكر اين كار انجام مىشده و نه اين عمل در آغاز شب
(٥٩) شرح صحيح مسلم، نووى، ج٦، ص٢٨٧.
(٦٠) صحيح بخارى، ج٣، ص٤٤، باب «فضل من قام رمضان»، كتاب الصوم.