فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - نماز تراويح سنت يا بدعت؟ جعفر سبحانى آیت الله
احمد امين مصرى مىگويد:
براى من آشكار شده كه عمر بن خطاب «رأى» را در معنايى وسيعتر از آنچه ما ذكر كرديم، به كار مىبرده است؛ زيرا مطابق معنايى كه ما كرديم، رأى درجايى است كه نصى از كتاب و سنت وجود نداشته باشد، اما ما ملاحظه مىكنيم كه خليفه، بسيار دور از اين معنا حركت مىكرده است؛ يعنى براى شناخت مصلحتى كه آيه يا حديث به سبب آن نازل شده، تلاش مىكرد. آنگاه براى احكامى كه مىخواست صادر كند به آن مصلحت تمسك مىكرد و اين شبيه چيزى است كه امروزه از آن به تمسك به روح قانون و نه به الفاظ آن، تعبير مىشود. (٧٣)
تمسك به روح قانونى كه احمد امين به آن اشاره كرده، يك امر است و كنار نهادن نص و عمل به رأى خود، امرى ديگر است. اما گروه دوم نص را كنار زده و به رأى خود عمل مىكردهاند و رواياتى كه از خليفه دوم در اين مسأله و امثال آن نقل شده، از اين قبيل است.
٣. بدعت بودن تقسيم بدعت به بدعت خوب و بد
همچنان كه ياد آور شديم، خليفه دوم عمل خويش يا اجتماع مردم برامامت ابىّ بن كعب را، بدعت خوب ناميد. اگر بدعت عبارت از دخالت كردن در امر شريعت، است، ديگر خوب و بد ندارد، اقامه نماز تراويح به صورت جماعت از دو حالت خارج نيست:
اول. اين عمل ريشه در كتاب و سنت دارد. در اين صورت عمل خليفه احياى سنتى است كه رها شده بود، خواه اين كه خواسته باشد اين نماز به صورت جماعت اقامه شود و خواه خواسته باشد مردم را بر گرد يك امام جمع كند. بر اين اساس اين سخن خليفه درست نيست كه: «اين بدعت بدعت خوبى است»، زيرا اين عمل، دخالت كردن در شريعت نيست.
(٧٣) فجر الاسلام، ص٢٣٨، انتشارات دارالكتاب.