فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - نماز تراويح سنت يا بدعت؟ جعفر سبحانى آیت الله
وليد بن شحنه هنگام ذكر وفات عمر در ضمن حوادث سال بيست و سوم هجرى مىنويسد:
او اوّلين كسى بود كه خريد و فروش امّ ولد را منع كرد... و اوّلين كسى بود كه مردم را گرد آورد تا نماز تراويح را با يك امام بخوانند. (٦٤)
اگر بر فرض، رسول خدا(ص) به جماعت خواندن نماز تراويح را وضع نكرده و عمر آن را وضع كرده باشد، اين سؤال مطرح مىشود كه ـ باتوجه به اين كه هيچ انسانى ـ حتى رسول خدا(ص) ـ حق وضع قانون و تشريع را ندارد و رسول خدا(ص) هم اگر چيزى را مىفرمايد، حكم خدا را ابلاغ مىكند ـ آيا وضع و تشريع خليفه، در مشروعيت اين كار، كافى است؟!
احكامى كه خداوند تشريع كرده از طريق وحى به پيامبر اكرم(ص) مىرسيده و تنها اوست كه حامل وحى الهى بوده است و با مرگ او باب وحى و تشريع و وضع احكام شرعى بسته مىشود؛ بنابراين امت تنها مىتوانند اجتهاد در پرتو كتاب و سنت انجام دهند و هيچ حقى براى تشريع و وضع احكام شرعى ندارند و اگر كسى اعتقاد داشته باشد كه به غير از خداوند، انسانها حق تشريع دارند، معنايش اين است كه وحى هنوز منقطع نشده است.
ابن اثير در نهايهاش مىگويد:
چون اين نماز از افعال خوب و قابل ستايش است، عمر آن را بدعت ناميده و آن را ستوده است، اما عملى نيست كه پيامبر(ص) آن را وضع كرده باشد، بلكه چند شب آن را انجام داده، سپس آن را ترك كرده و بر انجام آن محافظت نداشته و مردم را براى به جماعت خواندن آن جمع نكرده است. در زمان ابوبكر هم چنين بود. تنها عمر بود كه مردم را براى خواندن آن به جماعت فراخواند و به انجام آن دستور داد و به اين دليل آن را بدعت ناميد، در حالى كه در حقيقت سنت است؛ زيرا رسول خدا(ص) فرمود: «عليكم بسنّتي و سنّة الخلفاء الراشدين من بعدي؛
(٦٤) روضة المناظر(همچنين درالنص والاجتهاد)، ص١٥٠.