فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٦
چنين عملى مانند معدوم است و غالباً اثرى بر آن مترتب نمىشود. بدين جهت سيد مرتضى در تعريف باطل مىگويد: «باطل عبارت است از هر فعلى كه افاده حكم شرعى وجود آن مانند عدمش باشد». (٣٣)
فرق بين ابطال و بطلان در اين است كه ابطال فعلى است كه سبب حكم به بطلان مىشود و بطلان حكمىاست كه باابطال و غير آن محقق مىشود، پس بطلان اعم از ابطال است. (٣٤)
٥. اتمام: اتمام عبارت است از كامل كردن عملى و ادامه دادن به آن تا آخر است، در نتيجه اتمام ضد قطع و ابطال است. (٣٥)
٦. نقض: نقض ضد ابرام و به معناى شكستن و گسستن چيز محكم و به هم پيوسته است؛ مانند گسستن ريسمان محكم بافته شده، خراب كردن بناى مستحكم، شكستن عهد و عقد لازم، نقض طهارت به حدث. (٣٦) نقض ابرام يا نقض طهارت به معناى ابطال آن است، تناقض در سخن بدين معنا است كه بخشى از سخن اقتضاى ابطال بخش ديگرى از آن را دارد (٣٧)، نقض حكم يا دعوا به معناى ابطلال آن و نقض عهد يا عقد به معناى مخالفت با آن و فسخ آن است. پس نقض در معنى به ابطال نزديك است، گرچه مفهوماً با آن متفاوت است (٣٨) و منشأ اختلاف بين نقض و ابطال اين است كه نقض در موردى است كه شىء مبرم و محكم شده باشد، اما ابطال همان طور كه گذشت علاوه بر مورد نقض در موردى كه از ابتدا باطل بوده نيز گاهى اطلاق مىشود. (٣٩)
٧. رد: رد ضد مفهوم قبول و امضا و اجازه است. در مواردى معناى رد به ابطال
(٣٣) رسائل شريف المرتضى، ج٢، ص٢٦٤.
(٣٤) جواهر الكلام، ج١٢، ص٣٠٨ ؛ فرائد الاصول، ج٢، ص٣٧٧ و ٣٧٨.
(٣٥) الصحاح تاج اللغه، ج٥، ص١٨١٣ ؛ معجم الفروق اللغويه، ص١٤.
(٣٦) التحقيق في الكلمات القرآن الكريم، ج١٢، ص٢٢٣.
(٣٧) مصباح المنير، ص٦٢٢.
(٣٨) مبسوط، ج٢، ص٥٨ و ج٨، ص٢٤٩ و ٣٠١؛ الوسيله، ص٢١٠.
(٣٩) مفردات أالفاظ القرآن، ص٥٠٤ ؛ العين، ج٥، ص٥٠.