فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - نماز تراويح سنت يا بدعت؟ جعفر سبحانى آیت الله
يعنى: بر شما باد به سنت من و سنت خلفاى راشدين پس از من» و همچنين فرمود: «اقتدوا بالذين من بعدي أبي بكر و عمر؛ از كسانى كه پس از من مىآيند، يعنى عمر و ابوبكر، پيروى كنيد». (٦٥)
اين سخن و سخن هر كس كه به جماعت خواندن اين نماز را سنت مىداند، حاكى از آن است كه خلفا يا فقط دو خليفه اوّل حق تشريع و قانون گذارى دارند.
اختصاص تشريع به خداوند
اين بزرگان با اينكه اعتراف كردهاند كه پيامبر(ص) به جماعت خواندن اين نماز را تشريع نكرده، عمل خليفه را براى توجيه به جماعت خواندن آن مطرح كردهاند. معناى اين سخن اين است كه آنها براى عمر حق قانون گذارى و تشريع قايل شدهاند واين با اجماع امت در تعارض است؛ زيرا هيچ فردى حق ندارد كه پس از اكمال شريعت توسط خداوند، در آن دخالت كند؛ زيرا خداوند فرموده است:
{اليومَ اكملتُ لكم دينَكم و اتممتُ عليكم نِعمتي و رضيتُ لَكُم الإسلامَ ديناً؛} (٦٦)
امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين شما پذيرفتم.
سخن عمر با كتاب و سنت در تعارض است؛ زيرا تشريع حقّ خداوند است و آن را به هيچ كس واگذار نكرده و پيامبر(ص) تنها ابلاغ كننده آن است.
علاوه بر اين، اگر به خليفه دوم در زمينه تشريع و قانونگذارى، چراغ سبز نشان داده شده است، چرا به ديگر صحابه اين چراغ سبز نشان داده نشده است با اين كه برخى از آنها مانند ابىّ بن كعب، مسلطتر به قرآن و مانند زيد بن ثابت داناتر به فرايض و مانند على بن ابى طالب از هر جهت داناتر بودهاند؟! و اگر به همه صحابه چنين اجازهاى داده شده بود، فساد منتشر مىشد و هرج و مرج دامن دين را گرفته و بازيچهاى به دست غير معصومين مىشد.
(٦٥) النهاية في غريب الحديث والأثر، ج١، ص١٠٧.
(٦٦) مائده، آيه ٣.