فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
ابلاغ نمود همان گونه كه در باره تو چنين كرد و پليدى را از ما برده است، چنانچه از تو برده است. هنگامى كه على(ع) درگذشت، حسن به سبب بزرگتر بودن، سزاوارتر به امامت بود و چون او وفات مىكرد، نمىتوانست از اولاد خود كسى را وارد امر امامت كند و به آن هم اقدام نكرد و خداوند عزّ وجلّ مىفرمايد: «خويشاوندان، بعضى بر بعض ديگر در كتاب خدا مقدمند» و اگر آن را براى اولادش مقرّر مىكرد، امام حسين(ع) مىگفت: خدا به اطاعت من فرمان داده، چنانچه به اطاعت تو و پدرت فرمان داده است و رسول خدا(ص) در باره من ابلاغ كرده همانطور كه در باره تو و پدرت چنين كرده است و خدا پليدى را از من برده است چنانچه از تو و پدرت برده است. هنگامى كه امامت به حسين(ع) رسيد، هيچ كدام از خاندان و خويشانش نمىتوانستند عليه او ادعايى كنند مانند آنچه كه او مىتوانست نسبت به پدر و برادرش ادّعا كند ـ اگر مىخواستند امر امامت را از او بگيرند و به ديگرى منتقل كنند و هرگز اين كار را نكردند ـ و چون خلافت به حسين(ع) رسيد تأويل اين آيه محقّق شد كه: «خويشاوندان، بعضى بر بعض ديگر در كتاب خدا مقدمند» و امامت پس از حسين(ع) به على بن الحسين(ع) رسيد و بعد از او به محمد بن على(ع) رسيد. سپس امام(ع) فرمود: مقصود از رجس و پليدى، شك است و به خدا قسم، ما هرگز در پروردگار خود شك نكرديم (٣٧).
عياشى اين حديث را با دو متن به صورت مرسل نقل كرده است كه بين آن دو اختلافى در مضمون مشاهده نمىشود و هر دو حديث در تفسير برهان از عيّاشى نقل شده است.
همانگونه كه مشاهده مىشود، اين صحيحه، على(ع) و حسنين(ع) را مصداق آيه قرار داده و گفته است كه اين مقام عالى اولويت ايشان بر همه مردم به خود مردم است و اين عبارت ديگرى است از تعهّد نسبت به امر امت و تكفّل اداره امور كشور اسلامى. همچنين روايت تصريح كرده است كه اصل اين مقام، در زمان حيات رسول اللّه(ص) براى ايشان بوده است و بعد از درگذشت رسول خدا(ص) به على(ع) و بعد از او به حسن بن على(ع) و سپس به
(٣٧) الكافي، باب ما نصّ اللّه عزّ وجلّ و رسوله على الائمة(ع)، ج١، ص٢٨٦ ـ ٢٨٨، ح١.