فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤١ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
فرموده است: «هركس بميرد و امام خود را نشناخته باشد، به مردن جاهليت مرده است». صاحب ولايت در ابتدا رسول خدا(ص) بود و سپس على(ع) ولى ديگران در برابر او، معاويه را قراردادند. سپس حسن(ع) بود و بعد از او حسين بود و ديگران گفتند: يزيدبن معاويه و حسين بن على(ع) برابرند ولى هيچ برابرى ميان آندو(على(ع) و معاويه) و آندو(حسين(ع) و يزيد) نبود. سپس امام سكوت كردند و بعد از مدتى فرمودند: آيا توضيح بيشترى بدهم؟ حكم اعور گفت: بله، فدايت شوم. فرمود: سپس على بن الحسين(ع) بود و پس از او محمد بن على(ابا جعفر)(ع) بود و شيعيان پيش از ابى جعفر(ع)، مناسك حج و حلال و حرام خود را نمىدانستند تا اين كه او راه حقيقت را براى آنان گشود و مناسك حج و حلال و حرامشان را بيان كرد و علم آنها در حدى بود كه مردم به ايشان نياز داشتند بعد از آنكه آنها به مردم نيازى نداشتند و امروزهم اينگونه است و زمين بدون امام نمىماند و هركس بميرد و امام خود را نشناسد به مردن جاهليت مرده است و تو در آن وقتى كه جانت به اينجا برسد ـ با دست به گلويش اشاره كرد ـ و از دنيا جدا شوى از همه اوقات به آنچه از معرفت امام خويش دارى، محتاجتر هستى تا در آن هنگام بگويى: من بر مذهب شايستهاى بودم. (٣٨)
كافى همين روايت را به گونه مختصر و با سند صحيح ديگرى نقل كرده است، ولى اين اختصار هيچ ضررى به مطلوب نمىرساند. (٣٩) همچنين عياشى روايت مرسلى رااز يحيى بن سرىّ (٤٠) نقل كرده كه بسيار شبيه روايت مختصر كافى مىباشد و شايد يحيى بن سرّى در سند آن تصحيف عيسى بن سرى باشد و تفسير برهان آن را (٤١) از عياشى نقل كرده است. البته در حديث عياشى آيه مورد بحث، ذكر نشده است.
در اين روايت نيز «أُولي الأَمر» به ائمه معصومين(ع) تفسير شده و به اسامى ايشان تا
(٣٨) الكافي، باب دعائم الاسلام، ج٢، ص٢١ ـ ١٩ ح٦ و ٩.
(٣٩) همان.
(٤٠) تفسير العياشى، ج١، ص٢٥٢، ح١ ٧٥.
(٤١) تفسير البرهان، ج١، ص٣٨٥ و ٣٨٦، ح٢٥ و ١٠.