فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٠ - رساله خطى ابواب الجنان ملامحسن فيض كاشانى(م١٠٩١)ق
پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ـ خواست كه بسوزاند قومى را كه در خانههاى خود نماز مىكذاردند و به جماعت حاضر نمىشدند. پس كورى آمد و كفت: يا رسول اللّه، چشم ندارم و بسيار است كه اذان را مىشنوم و كسى نيست كه مرا بياورد به جماعت و نماز با تو. آن حضرت فرمود: از منزل خود به مسجد ريسمانى ببند و به جماعت حاضر شو.
و در بعضى روايات آمده هر كه چهل روز در جماعت نماز بكذارد چنان كه تكبير احرام او در جماعت فوت نشود دو برات از براى او مىنويسند: براتى از نفاق و براتى از آتش. (٧٠)
و شيخ زين الدين ـ عليه الرحمه ـ در شرح ارشاد روايت كرده از شيخ ابو محمّد جعفر بن احمد قمّى نزيل رى كه او در كتاب امام و مأموم روايت كرده به اسناد متّصل به ابى سعيد خدرى كه او كفت كه: حضرت پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ـ فرمود كه: آمد به نزد من جبرئيل ـ عليه السّلام ـ با هفتاد هزار فرشته بعد از نماز پيشين؛ پس كفت: اى محمّد، به درستى كه پروردكار تو سلام مىرساند و دو هديه به جهت تو فرستاده.
كفتم: كدام است آن دو هديه؟ كفت: سه ركعت نماز وتر و نماز پنجكانه در جماعت. كفتم: اى جبرئيل، چه ثواب است امّت مرا در جماعت؟ كفت: اى محمّد، چون دو كس باشند نويسد حق تعالى براى هر يك از ايشان به هر ركعتى ثواب صد و پنجاه نماز و چون سه كس باشند نويسد براى هر يك به هر ركعتى ثواب ششصد نماز و چون چهار كس باشند نويسد براى هر يك به هر ركعتى هزار و دويست نماز و چون پنج كس باشند نويسد براى هر يك از ايشان به هر ركعتى دوهزار و چهارصد نماز و چون شش كس باشند نويسد براى هر يك از ايشان به هر ركعتى دوهزار و چهارهزار و هشتصد
(٧٠) الكامل فى ضعفاء الرجال، عبداللّه بن عدى (م ٣٦٥ ق)، بيروت، دار الفكر، ١٤٠٩ ق، ج ٣، ص ١٩.