فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٨ - تأملى در شيوه هاىشناخت تكليف سيدمحسن موسوى گرگانى
توثيق قرار نگرفتهاند، مثل احمد بن عبدون، حسين بن عبيدالله، ابن ابى جيد و عدهاى ديگر.
ناگفته پيدا است كه وقتى نجاشى در كتابى كه براى توثيق ثقهها و تضعيف ضعيفان نوشته است، استاد خودش ابن ابى جيد را توثيق نمىكند، اين سؤال براى هر كسى پيش مىآيد كه چرا نه او و نه شيخ كه خوب او را مىشناختهاند توثيقش نكردهاند؟! آيا چنين سكوتى نشانه اين نيست كه آنان او را ثقه نمىدانستهاند يا درباره او مردد بودهاند و گرنه هرگز از گفتن عبارت « ثقه » دريغ نمىكردند؟ آيا مىتوان در پاسخ اين سؤال گفت: اگر آنها او را توثيق نكردهاند براى اين بوده است كه او را فوق توثيق مىدانستهاند؟! به گمان ما اين سخن، ناصواب و ناپسنديده است ؛ زيرا اولا، سكوت براى اين منظور، در چنين كتابى جز اغرا به جهل، چيزى نخواهد بود و ثانياً، آنان به توثيق و تمجيد اشخاص بسيار بلند مرتبهترى پرداختهاند و اگر به فوق توثيق معتقد بودند بايد اين اشخاص را نيز توثيق نمىكردند، بنابراين نمىتوان به دليل اين كه فلانى، استاد نجاشى يا كلينى بوده و يا شيخ اجازه بوده است، ثقه به حساب آيد، زيرا هيچ ملازمهاى بين آن دو وجود ندارد. لذا ما در چنين مواردى طرق شيخ را ضعيف مىدانيم، اگر چه بعضى بر خلاف اين نظريهاند.
٣. نكته پايانى اين كه شيخ در فهرست در مقام بيان طرقش در موارد زيادى مىنويسد: طريق من به فلانى همان اسناد اوّل است و گاهى افزون بر اسناد اوّل يكى، دو نفر ديگر را نيز ذكر مىكند و در برخى از موارد، طريقش را به عنوان « الاسناد » معرفى مىكند و پيدا است كه منظور از « اسناد اوّل » همان اوّلين اسناد است كه ابو مفضل شيبانى در آن واقع شده كه ضعيف است و در نتيجه، « اسناد اوّل » فاقد اعتبار مىگردد و بسيارى از مردم شناسان « الاسناد » را هم عبارت از همان اسناد اوّل دانستهاند كه ظاهراً درست نيست و هيچ وجهى براى آن وجود ندارد، بلكه ظاهر اين است كه منظور از آن، طريقى است كه پيش از آن طريق ذكر شده است، زيرا ظاهر الف و لام در « الاسناد » الف و لام عهد ذكرى است كه به مطالب گذشته اشاره دارد.