فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٣ - نگاهى به لعان و مانعيت آن از ارث در حقوق ايران دكتر محمدرضا بندرچى
مىشود و در مورد قذف و انكار فرزند صورت مىگيرد.
بدين ترتيب كه اگر مردى همسر دائمى خود را به زنا متهم كرده يا فرزندى را كه قانوناً به او تعلق دارد انكار كند و براى اثبات اين ادعا نيز بيّنه نداشته باشد براى رهايى از حدّ قذف، به لعان متوسل مىشود.
چنانچه لعان بر اثر اتهام زنا به همسر صورت گرفته باشد، توارث بين زوجين از بين رفته و از يكديگر ارث نمىبرند و اين مانعيت، هميشگى و غير قابل رفع است و حتى اگر مرد بعد از مدتى خود را تكذيب كند، توارث مجدداً برقرار نمىشود.
در لعانى كه براى انكار فرزند صورت گرفته علاوه بر قطع توارث بين زن و شوهر، بين مرد و فرزند لعان شدهاش نيز توارث از بين خواهد رفت. لذا فرزندى كه تا لحظه لعان به مرد مزبور تعلّق داشت با وقوع آن از وى بيگانه مىشود؛ نه پدر از وى ارث مىبرد و نه او از پدر ارث خواهد برد و به تبع بين وى و اقوام پدرىاش نيز توارث وجود نخواهد داشت، ولى بين مادر و اقوام مادرىاش توارث برقرار خواهد بود.
مانعيت لعانى كه به واسطه انكار ولد از تأثير مقتضى ارث بردن جلوگيرى مىنمايد، قابل رفع بوده و دائمى نيست و چنانچه مرد از ادعاى خود برگردد، فرزند مزبور از پدر ارث مىبرد ولى پدر از ارث او محروم خواهد ماند و اقوام پدرى نيز از اين فرزند ارث نمىبرند. لذا لعان، مانعى خاص است كه با ديگر موانع ارث، تفاوت اساسى دارد.