فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٨ - نگاهى به لعان و مانعيت آن از ارث در حقوق ايران دكتر محمدرضا بندرچى
ولى در زمان تولد وى سكوت اختيار نمايد. برخى عقيده دارند كه سكوت، دليل بر اعتراف به انتساب فرزند به خويش نيست بلكه اعم از اعتراف و انكار است. (٧) ولى شهيد در مسالك عقيده دارد كه شوهر بايد پس از تولد، فوراً انكار ولد كند؛ زيرا اين حق مانند خيارات براى دفع ضرر است و بايد بلافاصله پس از حصول آن، به موقع اجرا گذارده شود والا ممكن است گفته شود كه مدعى حق واقعاً محق نبوده يا ضرر را به خود متوجه ندانسته است يا اين كه ضرر را پذيرفته ولى از ادعاى آن منصرف شده است. (٨)
ملازمه نفى ولد، نسبت دادن زنا به زوجه نيست. بنابراين ممكن است شخصى انتساب فرزند زوجه را به خويش نفى نمايد ولى به وى عمل زنا را نسبت ندهد؛ زيرا چه بسا فرزند، ناشى از وطى به شبهه، تجاوز به عنف و يا انتقال نطفه مرد اجنبى باشد؛ چنان كه ممكن است شخص بدون اين كه فرزند حاصل از همسر دائمى خويش را نفى نمايد به وى نسبت زنا بدهد. از لحاظ منطقى بين قذف و انكار ولد، عموم و خصوص من وجه است و هر يك از اسباب لعان داراى آثار خاص خود است كه به ديگرى سرايت نخواهد كرد.
از نظر حقوق اسلام لعان يك نهاد حقوقى تشريفاتى است كه بدون رعايت تشريفات لازم، محقق نخواهد شد. براى انجام لعان بايد تشريفات زير به عمل آيد:
الف) حضور زوجين در محضر حاكم يا قائم مقام او،
ب) تكرار جملات ويژه اجراى لعان توسط هر يك از زوجين.
بر اين اساس شوهرى كه قصد دارد همسر خود را لعان نمايد و يا نسب فرزندى را از خويش نفى كند بايد به اتفاق زوجه در برابر حاكم حاضر گردند و شوهر در مقابل دادرس
(٧) حقوق مدنى، دكتر امامى، ج ٣، ص ٣٠٥ به بعد.
(٨) همان.