فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - تلقيح مصنوعى(٢) آية اللّه محسن حرم پنــاهى
معانى كلمات روايت :
١ . الولد : معنى آن روشن است .
٢ . الفراش : « فرش » و « فراش » گاهى در معنى « مفروش » [آنچه كه براى نشستن يا خوابيدن بر روى آن ، روى زمين پهن مىشود] به كار مىرود و گاهى به طور كنايى در معنى زن يا شوهر استعمال مىشود . از موارد كاربرد اين كلمه در احاديث يادشده و از سياق اين روايات روشن مىشود كه مراد از اين واژه در روايت مورد بحث ، همين معنى كنايى است و منظور از آن شوهر زن يا مالك كنيز است .
٣ . عاهر : به معنى مرد زناكار است .
٤ . حجر : گاهى بطور كنايى در معنى نوميدى و بىبهره بودن بكار مىرود . همانطور كه واژه تراب به معنى خاك نيز بطور كنايى در همين معنى بكار مىرود و گفته مىشود : « ما لَه إلاّ التراب » يعنى ، جز خاك چيزى ندارد . برخى نيز گفتهاند مراد از سنگ در اين روايت ، سنگ رجم است ، ولى به هر حال چه مراد از آن مطلق سنگ باشد و چه سنگ رجم ـ به معنى نوميدى و محروم بودن است .
جملههاى روايت :
١ . الولد للفراش : به اين معنى است كه فرزند به شوهر يا مالك كنيز تعلّق دارد ، نه اينكه بر زناكار تعلّق داشته باشد يا فرزند شبهه شمرده شود . خلاصه آنچه از اين جمله فهميده مىشود ، اختصاص و انحصار است : اختصاص ، از « لام » در « للفراش » استفاده مىشود چون قطعاً مراد از آن ، ملكيت نيست و انحصار ، از « ال » در « الفراش » ؛ همانطور كه از جمله « الرجل زيد » نيز منحصر بودن جنس رجل در زيد فهميده مىشود . اينكه گفته شود اختصاص ، حصر را نيز مىفهماند ؛