فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
بپردازد . پيش از اين نيز يادآور شديم كه اين گونه روايات در صدد توجّه دادن زنان به جايگاه بلند و مرتبه والى آنان در آيين الهى و ياد آور شدن اين حقيقت است كه زنان مسلمان در مرتبهاى هستند كه هيچ زن نامسلمانى از آن برخوردار نيست تا آن پايه كه زن نامسلمان را اساساً حرمتى نيست و نگاه به سر و موى آنان اشكالى ندارد .
همه اين احكام و آثار در پى بيدار كردن زن مسلمان و توجّه دادن او به كرامتى كه خداوند به او بخشيده و نيز فراهم آوردن ضمانتها و تعهّدات كافى از سوى زن نسبت به پيمان پاكى و پاكدامن وسرانجام دورى گزيدن از همه چيزهاى است كه او را در معرض آلودگى و ناپاكى و تباهى مىگذارد ، تا از اين رهگذر احتياط كامل در پيش گرفته و ريشه هر آنچه مىتواند طمع و فتنه را در دلهاى بيمار بر انگيزد ، خشكانيده شود ؛ چه دلهاى بيمار در هر عصرى وجود داشته و همچنان در هر عصرى و در ميان پيروان هر آيينى و نسبت به هر زنى وجود دارد و بر اين پايه ، پاكى و طهارت زن و دورى او از آلودگى تنها و تنها به خوددارى ورزيدن و دورى گزيدن از همه زمينهها و عوامل تحريك كننده و از ميان بردن اين زمينهها و عوامل ميسّر است .
از آنچه گذشت ارزش اين سخن برخى از فقهاء اهل سنّت نيز روشن مىشود كه براى ا ستدلال بر لزوم مرد بودن قاضى چنين مىگويند :
« جمعهاى مردان و مدعيان نزد قاضى حضور مىيابند و قاضى هم براى داورى نيازمند كمال رأى و نظر و كامل بودن عقل و برخوردارى از هشيارى و زيركى است ، در حالى كه زن به كاستى عقل و نااستوارى و نارسايى رأى و نظر گرفتار است ، اهل حضور يافتن در جمعها و نشستهاى مردان نيست ، هر چند هزار زن او را همراهى كنند گواهىاش پذيرفته نمىشود مگر آن كه مردى نيز به همراهى او گواهى دهد خداوند نيز خود به ضلالت زن توجّه داده و فرمود است : « {اَن تَضِلَّ اِحْداهُما}