فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٦ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
{فَتُذَكِّرَ اِحْداهُمَا الاْءُخْرى} ، و سر انجام آن كه زن نه شايستگى امامت عمومى جامعه را داراست و نه شايستگى حكومت شهر يا سرزمين را . از همين روى ، تا آنجا كه به ما رسيده است نه رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ، نه خلفاء او و نه حتى هيچ زمامدار ديگرى پس از او زنى را به قضاوت يا به زمامدارى برنگزيدند » بخوانيد و تعجّب كنيد !
مىبينيد كه اينها همه استحسانهايى سرد است و توجيه اين گونه استحسانها نزد اهل سنّت آن است كه اينها سدّ ذريعه هستند و سدّ ذريعه يكى از اصول كلّى استنباط نزد ايشان است .
اين گونه احكام بهانهاى براى دشمنان اسلام و زمينهاى براى وارد آوردن اين تهمت شده است كه از ديدگاه اسلام زن بايد همواره خانه نشين باشد ، حقّ رأى و اظهار نظر ندارد ، او را بهرهاى از آزادى نيست ، گروگان خانه و در زندان زندگى مرد است و از عقل و خردمندى بى بهره است ـ و تهمتهايى از اين دست كه در حقيقت زشتيهاى درون و نژنديهاى روان بر سازندگان اين گونه تهمتهاست كه هر روز اين آهنگ شوم را مىنوازند .
اين در حالى است كه از ديدگاه اسلام زن را بهايى همسان مرد است ، از همان حقوقى بر خوردار است كه مرد بر خوردار است و همان تكاليفى بر اوست كه بر مرد است ، و در اين ميان هيچيك از اين دو را بر ديگرى برترى نيست جز آن كه مرد خدمت زن مىگزارد و اسباب آسايش زندگى او را فراهم مىسازد و برپاى دارنده زندگانى زن است او را در پناه خود مىگيرد و از او به قدرت خويش دفاع مىكند و براى او از درآمد خويش خرج مىكند . تفاوتى كه هست در اينهاست و گرنه در ديگر جنبهها زن و مرد يكسانند .
اين چيزى است كه خداوند كلّيات آن را در كتب هدايتگر خويش بيان فرموده