فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤١ - كتاب نما
مىكند و به مخالفت با استادش سيّد مرتضى مىپردازد و عمل به خبر واحد را واجب مىشمرد .
گستردهترين باب در عدّه ، باب پنجم است كه در ضمن ٢٢ فصل از عموم و خصوص بحث مىكند . در اين باب قدرت علمى و تسلّط او بر اصول و وقوف او بر اسلوب اصوليان، آشكار مىگردد . شيخ در آغاز هر فصل ، آراء تمام اصوليان از شيعه و سنّى را با رعايت امانت نقل مىكند ، سپس به مناقشه در ادلّه آنان مىپردازد و پس از ردّ نظر مخالفان نظر خود را مطرح مىكند .
مصنّف در خلال مباحث كتاب ، متعرّض آراء مجموعهاى از فقيهان اهل سنّت نيز مىشود مانند :
ابو حنيفه ، شافعى ، داود بن على ظاهرى ، مالك بن انس ، ابوالحسن كرخى ، محمّد بن حسن شيبانى و . . .
چنانكه متعرّض آراء جمعى از بزرگان اصولى اهل سنّت هم مىشود مانند : ابوعبداللّه بصرى ، قاضى عبدالجبّار ، ابوعلى جبائى و فرزندش ابوهاشم ، ابوالقاسم بلخى ، ابوالعبّاس بن شريح و . . .
شيخ از ميان علماى شيعه نظر شيخ مفيد و سيّد مرتضى را تقريباً در تمام ابواب كتاب مطرح مىكند و بيشتر به آراء سيّد مرتضى نظر دارد و به نقل عبارتهاى فراوانى از سيّد مرتضى بدون ذكر مأخذ مىپردازد و تنها به ذكر نام او اكتفا مىكند . حتى در مواردى بيش از حدّ متعارف به نقل عبارتهاى سيّد مىپردازد چنانكه باب قياس از صفحه ٦٤٩ تا صحفه ٧١٩ عبارت « الذريعه إلى اصول الشريعة » را نقل مىكند و در پايان مىنگارد :
« وقد أثبتت فى هذه المسألة أكثر ألفاظ المسألة التى ذكرها سيّدنا المرتضى رحمه اللّه فى إبطال القياس لأنّها سديدة فى هذا الباب » .
شيخ عبارتهاى فراوانى از ذريعه سيّد مرتضى نقل مىكند ليكن در هيچ موردى اشاره به نام كتاب ندارد و تنها به « قال سيّدنا المرتضى » اكتفا مىكند . حتى در مقدّمه تصريح مىكند كه سيّد مرتضى كتابى در علم اصول تأليف نكرده است و تنها مباحث متفرّقهاى را در اماليش مطرح ساخته است .
ظاهراً علّت اين امر آن است كه شيخ اين