فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١١ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
گواه و چنين تكيه گاهى است ؟ با آن كه شهرتى كه در اين باب ادّعا مىشود چيزى ديگر جز آن شهرتى است كه در باب ديگر قواعد هست .
سرور و استاد ما امام راحل قدسسره در ثبوت شهرت به معناى عمل علماء پيشين شيعه به نبوى « على اليد » اشكال مىكرد و بر اين باور بود كه اين خبر در دوران سيّد مرتضى و شيخ طوسى تنها يك روايت بوده كه به عنوان جدل و احتجاج در برابر مخالف آورده مىشده و آنگاه در دورانى پسين مورد تمسّك علماء قرار گرفته و در دورهاى بعد در شمار مشهورات در آمده و در دورههاى اخير نيز در رديف مشهورات مقبول جاى گرفته و بدان پايه رسيده است كه گفته مىشود اشكال كردن در سند آن روا نيست .
چكيده سخن آن كه روا نيست در چنين مسألهاى با اهمّيت كه با حقوق بشر پيوندى نزديك دارد ، به چنين حديثى استناد شود و بر پايه آن حق نيمه بزرگتر جامعه انسانى كه در سراسر تاريخ بشر مظلوم بوده است از او ستانده شود .
دو : دومين دليل ديدگاه نخست يعنى شرط مرد بودن براى قاضى به طور مطلق اين حديث نبوى است كه « من فاته شىء فى صلاته فليسبّح فإنّ التسبيح للرجال والتصفيق للنساء » اين حديث را پيشتر از كتاب خلاف طوسى نقل كرديم و نزديك به اين حديث نيز صحيحه حلبى است كه از امام صادق (ع) نقل شده و پيشتر آن را آورديم . شيخ براى اثبات شرط مرد بودن به همين حديث چنگ زده و چنين استدلال كرده است كه تفاوت نهادن در اين حديث ميان توجّه دادن مرد به نياز خويش در طول نماز به وسيله تسبيح گفتن و توجّه دادن زن به نياز خويش به كمك دست زدن بر اين دلالت مىكنند كه زن در حال نماز به هنگام نياز هم نبايد صداى خود را براى بيان خواسته خويش بلند كند ، چرا كه ممكن است بيگانهاى صداى او را