فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
حضرت امير(ع) است و امام راحل در درسهاى خود مكرّر به آن اشاره مىكرد ـ بر زبان آوردن سخنى حقّ كه فسادى بزرگ درپى مىآورد ممنوع است و بايد از آن خوددارى كرد ، به ويژه در مسأله ناموس و آبرو و به ويژه آن كه عرب در دوران جاهليّت خود وهم در زمان صدور اين احاديث گرفتار غيرتى بر افروخته و برون از اندازه بود تا جايى كه در اين باره حكايتها و روايتها بر زبانها جارى گشت و تا جايى كه برخى از آنان به اندك ترديد و اندك گمانى ، به زن خويش تهمت زنا مىزدند . در لسان العرب آمده است كه چون مردى مىخواست به سفر برود به سراغ درختى مىرفت و دو شاخه از آن را به هم گره مىزد . هنگامى كه برمىگشت اگر شاخهها همچنان به هم گره خورده بود معتقد مىشد كه زنش به او خيانت نكرده است و اگر گره شاخهها از هم باز شده بود معتقد مىشد زن به او خيانت كرده است .
البتّه نشانههاى چنين غرور و غيرتى نفرين شده در همه عصرها و حتى در عصرهاى اسلامى بخوبى هويداست . گفته مىشود : حاكم با مراجعه خليفه فاطمى مصر ، زنان را از بيرون آمدن از خانه به هنگام روز نهى مىكرد و اگر زنى در اين هنگام بيرون مىآمد محتسب وظيفه داشت سر او را برهنه كند تا مجبور شود با سر برهنه در كوچهها و محلّهها از مقابل مردم بگذرد و به خانه خويش باز گردد . اين هم گفته مىشود كه شاه عبّاس دوّم زنى را كه از همه بيشتر دوست مىداشت . شب زمستانى در بخارى آتش افكند و بعد رفت راحت خوابيد ـ به نقل از سياست و اقتصاد عصر صفوى ـ .
ثالثاً : مقبوله عمر بن حنظله به لحاظ عبارت « ينظران من كان منكم قد روى حديثنا » از ادلّه نصب [و از ادلّه قيد مرد بودن براى قاضى[ شمرده شده و اين در حالى است كه عبارت « من كان » مطلق است و اختصاص به مردان ندارد . خبر ابو خديجه