فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - تلقيح مصنوعى(٢) آية اللّه محسن حرم پنــاهى
أخى قد عهد إلىّ فيه ، فقام عبداللّه بن زمعة ، فقال : أخى وابنُ وليدة أبى ولد على فراشه . [ فتساوقا إلى النبىّ صلىاللهعليهوآلهوسلم ] فقال رسول اللّه(ص) : هو لك يا عبد بن زمعة . ثمّ قال صلىاللهعليهوآلهوسلم : « الولد للفراش وللعاهر الحجر » ثمّ قال صلىاللهعليهوآلهوسلم لسودة بنت زمعة زوج النبىّ صلىاللهعليهوآلهوسلم : احتجبى منه يا سودة . لمّا رأى من شَبهه بعتبة . فما رآها حتى لقى اللّه تعالى » . (١)
عايشه مىگويد : عتبة بن ابى وقّاص به برادرش سعد بن ابى وقّاص وصيت كرده بود كه فرزند كنيز زمعه ، از من است ، او را نزد خود بياور . هنگامى كه سال فتح مكّه فرا رسيد ، سعد آن پسر را گرفت و گفت : اين پسر ، فرزند برادر من است . برادرم در مورد او به من وصيت كرده است . پس عبداللّه بن زمعه ايستاد و گفت : اين پسر، برادر من و فرزند كنيز پدرم است كه بر فراش او زاده شده ، [پس با هم به نزد رسول خدا(ص) رفتند و [پيامبر(ص) به عبداللّه بن زمعه فرمود : آن پسر ، از آنِ توست و سپس فرمود : فرزند از آنِ فراش است و براى زناكار بهرهاى نيست .
آن گاه ، چون پيامبر(ص) مشاهده كرد كه آن پسر به عتبه شباهت دارد ، به همسر خود سوده ، دختر زمعه ، فرمود : خود را از آن پسر بپوش ؛ و آن پسر تا آخر عمر سوده را نديد .
با توجّه به سند اين روايت در كتب روايى شيعه و اهل سنّت ، در صدور قطعى آن و دست كم در اطمينان به صدور آن شكّى نيست ؛ لذا بايد درباره دلالت كلمهها و جملههاى آن بحث كرد :
(١) صحيح مسلم ، ج٤ ، ص١٧١ . صحيح بخارى ، ج٢ ، ص٣ (باب تفسير الشبهات) .