فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - قــاعده غــرور آية اللّه محمّد رحمـــانى
خاطر نقل برخى از احاديثى بوده كه درباره شأن و منزلت ائمّه عليهمالسلام بيان كرده است و چون اين احاديث قابل درك و هضم مردم آن زمان نبوده به او نسبت غلو و كذب داده شده است . اگر با توجّه به بعضى قراين ، چنين نظرى درست باشد ، اين اشكال وارد نيست سند روايت تمام است . (١)
از جمله كسانى كه نظر بر ثقه بودن محمّد بن سنان دارند آية اللّه شبيرى است كه خود صاحب نظر در علم رجال است . ايشان در پاسخ اين سوءال كه چرا محمّد بن سنان را ثقه مىداند با اينكه نجاشى او را تضعيف كرده است ، مىفرمود :
علّت تضعيف محمّد بن سنان همانگونه كه از كلام نجاشى روشن مىگردد ، نسبت غلوّ به او بوده است ، ولى اين نسبت نادرست است ، زير احمد بن محمّد عيسى اشعرى كه شيخ قمّيّين و رئيس و فقيه آنان به شمار مىآمده و به شدّت با كسانى كه منسوب به غلوّ بودند مبارزه مىكرد و آنها را از قم بيرون مىكرد ، از جمله در حالات سهل بن زياد آمده است چون به او نسبت غلوّ داده شده بود ، او را از قم به رى تبعيد كرد ، در حالى كه او از محمّد بن سنان حديث نقل مىكند (٢) . بنابر اين معلوم مىشود نسبت غلو كه منشأ تضعيف او مىباشد نادرستبوده و او ثقه است .
افزون بر اين ، شيخ حرّ عاملى درباره محمّد بن سنان مىنويسد : « اگر چه نجاشى و شيخ او را تضعيف كردهاند و علّت ضعف او را نيز بيان كردهاند ، ولى اين علّت دلالت بر ضعف ندارد و اين دو بزرگ نسبت به ضعف او ، جازم نبودهاند . » سپس مىفرمايد : «مفيد ، كشى ، ابن طاوس ، ابن شعبه ، برخى از مشايخ ما
(١) رجال نجاشى ، ص٣٢٨ .
(٢) رجال نجاشى ، ص١٨ .