فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - مسائل مستحدثه زكات سيّد محمّدحسن مرتضوى لنگرودى
بحث ماليات اشاره به اين دارد كه اگر مردم در پرداخت ماليات كوتاهى كردند دولت ضعيف شده و سقوط مىكند و به دست خود مردم به هلاكت مىرسد . آيه اشاره به اين است كه با دريغ كردن از دادن ماليات و تأمين بودجه دولت موجب هلاكت خود نشويد ، هلاكت خود يعنى تضعيف دولت در هر بعدى از ابعاد علمى ، فرهنگى ، سياسى نظامى ، قضايى آموزشى ، پژوهشى . چون به سامان رسيدن اين اهداف نياز به بودجه و هزينههاى لازم دارد كه اگر منابع طبيعى و معادن موجود نتواند كفاف اين نيازها را بدهد ، مردم وظيفه دارند دولت را كمك كنند و دولت مىتواند به گونهاى عادلانه برابر نياز خود بر مردم ماليات مقرّر كند .
وخلاصه آنكه زكات براى سدّ خلأ و تأمين نيازهاى مسلمين است و ماليات براى تأمين نيازهاى دولت اسلامى ، اگر در جامعه نيازمندى يا ورشكستهاى يا در راه ماندهاى باشد از طريق زكات او را تأمين مىكنيم ، ولى نيازهايى كه جنبه دولتى و حكومتى دارد مانند بودجههاى فرهنگى ، نظامى ، آموزشى ، اينها وظائفى است كه بر عهده حكومت است . و حكومت از طريق ماليات اين نيازها را بر آورده مىكند . بنابر اين هر دو براى رفع نيازهاى جامعه اسلامى است منتهى يكى نيازهاى مردمى و ديگرى نيازهاى حكومتى .
آيا هم چنانكه نيازهاى دولت در توسعه و تعميم ماليات تأثير دارد، نيازهاى مردمى هم مىتواند در كم و زياد شدن زكات نقش داشته باشد يا آنكه زكات يك واجب مالى ثابت و دائمى است؟
در مورد ماليات نصّ خاصى وجود ندارد كه حدود آن را مشخّص كرده باشد ، اختيار آن از هر جهت به دست حكومت است تا به مقدار نياز از مردم بگيرد ، ولى زكات به عنوان يك واجب مالى ثابت از اموال مشخصى براى فقرزدايى از جامعه اسلامى وضع شده است . نظير اين را در تشكيلات درون گروهى برخى از جوامع ديگر نيز مىبينيم مانند اسماعيليّه ، و خوجهها كه در هند و آفريقا و آمريكا زندگى مىكنند و با جمع آورى اعانههايى به فقرزدايى در بين جوامع خود مىپردازند . مىتوان گفت در ميان خوجهها امروز فقير وجود ندارد و تمامى آنها ثروتمندند .
بنابر اين فلسفه تشريع زكات فقرزدايى