زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - شيوه مقابله با خطر
بس. «جانبدارى» يا «نكوهش» او، به سبب «حق» يا «باطل» بودن چيزى است، نه قوميت و نژاد و آب و خاك و امثال آن كه همه جلوههايى از آن صفت شيطانى است.
نكته ديگر آنكه حالت «خودبرتربينى» به لحاظ آثارش مراتب متعددى دارد. بعض مراتب آن، فقط سزاوار نكوهش اخلاقى است گاهى هم در حدّ كراهت و زمانى هم در حدّ حرمت خواهد بود و حتى بعض موارد آن همانگونه كه در جريان ابليس اتفاق افتادـ به كفر مىانجامد. بر اين اساس، اگر انسان كمترين اثرى از اين پديده خانمانسوز را در وجود خود احساس كرد، پيش از اينكه اين نهال ضعيف و شُوم به درختى كهنسال تبديل شود و انسان سر از وادىِ «أَنَا رَبُّكُمُ الأَْعْلى» درآورَد، بايد به مبارزه با آن بپا خيزد و به لحاظ اهميت فوقالعاده مطلب، كمر همت را محكم بسته و از تمام مظاهر آن به شدت دورى گزيند. او بايد توجه داشته باشد كه اين عصبيتها كه همچون آتشى زير خاكستر، گاه نسبت به قبيله، گاه آب و خاك، گاه نژاد و ملّيت و... بروز مىكند، در آغاز آنچنان ظريف است كه انسان به وجود آن توجه نمىكند و احياناً خود را به كلى از آن مبرّا مىداند.
به همين دليل است كه مقتداى مشفقمان، زمينههاى به ظاهر ناچيز اين صفت شيطانى را خطرناك دانسته و انسان را به درمان برمىانگيزانند و با عباراتى زيبا آن را از تحريكات و دميدنهاى ابليس مىدانند. حضرت به سرانجامِ اين بادكردنها اشاره فرموده و از ابتلاى به همان سرنوشت كه خود ابليس دچار شد بر حذرمان مىدارند، و به طور واضح بهترين درمان را بيان مىفرمايند: