زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - شيوه مقابله با خطر
وَنَخَوَاتِهِ[١] وَنَزَغَاتِهِ[٢] وَنَفَثَاتِهِ؛[٣] پس آنچه از آتشِ (سوزان) تعصب و كينههاى جاهليت در دلهاتان پنهان است خاموش سازيد چرا كه (چنين ضعفهايى) در دل مسلمان (پيدا شود) از وسوسههاى شيطان، و تكبر و كشاندن او (به مفاسد) و دميدنهاى اوست».
امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) براى مقابله با ترفندهاى شيطان، به «خاموش كردن آتش تعصّب و كينههاى جاهليت» امر فرمودند. همانگونه كه پيشتر گفتيم، «خودبزرگبينى» همچون درختى است با شاخههاى متعدد، و عصبيت احمقانه و حميت جاهلانه، از همان شاخههاست و از ريشه آن درخت تغذيه مىكند.
البته گاهى حالت خودبرتربينى به صورت گروهى ظاهر مىشود و انسان؛ قبيله، شهر، تيم بازى خود و مواردى از اين قبيل را برتر دانسته و از مطرح كردن و مقدّم دانستن آنها لذت مىبرد؛ مثلا اگر امروز وابسته به تيم خاصى هست، از پيروزى آن اظهار شادمانى مىكند و فردا اگر عضو تيم مقابل شد، پيروزى تيم جديد برايش شادىآفرين است؛ چرا كه وابستگى خودش به اين يا آن مطرح است؛ از اين رو قومگرايى، نژادپرستى و قدرى فراتر «ملىگرايى»، همه به نوعى در «خود برتربينى» ريشه دارد و با معيارهاى اسلامى سازگار نيست. انسان مؤمن تنها ملاكش «حق» است و
[١] همان خودبزرگبينى است. در لغت آمده است: «النخوة، العظمة. تقول تنخّى فلان، اذا تكبّر». العين، ج ٤، ص ٣١٠. [٢] مرحوم طبرسى آن را «ايجاد مزاحمت براى وادار كردن به كارى» معنا كرده و همچنين فرمودهاند به معناى «ايجاد فساد» نيز گفته شده است و سپس از زجاج نقل كردهاند كه اين تعبير در مورد اندك وسوسه ابليس به كار مىرود. مجمعالبيان، ج ٣ و ٤، ص ٧٨٧. [٣] حالتى شبيه دميدن. لسانالعرب، ج ١٤، ص ٢٢٣.