زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٦ - گواهى حضرت امير مؤمنان(عليه السلام)
٢. خبرهاى غيبى پيامبر والامقام اسلام(صلى الله عليه وآله)، خود فصل بسيار زيبايى از زندگانى آن نور الاهى را رقم مىزند كه از ديدگاههاى گوناگون قابل تحقيق و توجه است؛ ولى شرح و بسط آن مجال ديگرى مىطلبد.[١] در اينجا اشاره به وقوع جنگ بدر و احزاب و حتى نتيجه خفّتبار آن براى مشركان، اتمام حجتى بسيار رسا و گويا است؛
٣. سبقت اسلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) بر ديگران، امرى قطعى بين فريقين است، و در آغازين روز دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نيز اين افتخار ثبت شده. مفسّران، ذيل آيه «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الاَْقْرَبِين»[٢] جريان آغاز دعوت را بازگو كردهاند كه خلاصهاش چنين است: حضرت، چهل نفر از خويشان را فرا خوانده و اطعام كردند و فرمودند: «چه كسى وصى و وزير و جانشين من خواهد بود؟» گستاخى ابولهب سبب تفرّق آنان شد. روز دوم نيز چنين اتفاقى افتاد، و در روز سوّم اميرالمؤمنين(عليه السلام)كه كمسالترين ايشان بودند، اعلام آمادگى كردند و رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در تأييد فرمودند: تو، همانى؛[٣]
٤. عناد، نقطه تاريك و اسفبارى است كه راه درك معارف را بر بسيارى از انسانها بسته است. اين رذيله را در اين قضيه مىبينيم؛ همچنين به نمونههايى نيز در قرآن مجيد برخورد مىكنيم. نمروديان با ندايى تازه، از خواب گران برخاستند و در حالى كه قهرمان توحيد حضرت ابراهيم(عليه السلام) آنان را كاملا مُجاب كرده بودند، نخست در دل بر
[١] ر.ك: بحارالانوار، ج ١٨، ص ١٤٤ ـ ١٠٥. [٢] شعراء (٢٦)، ٢١٣. [٣] بحارالانوار، ج ١٨، ص ١٨١، حديث ١١؛ و ص ١٤٨ ـ ٢٤٣، ٨٩ حديث از منابع شيعه و عامه.