زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - مقدّم داشتن خواست خدا
شايد مهمترين كلمهاى كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) بوسيله آن مورد آزمايش قرار گرفت و با ترجيح خواست خدا بر خواهشهاى خويش، آن را به خوبى به انجام رسانيد، جريان ذبح فرزندى بود كه در سنّ پيرى به ايشان عطا شده بود.[١] همو كه ابراهيم(عليه السلام) مأموريت يافت وى را همراه مادر در بيابانى خشك و بىآب و علف سكونت دهد[٢] و آن هنگام كه براى تجديد ديدار به سويش شتافته بود، از سوى حقتعالى مأمور به ذبح او در منا شد. ايشان وحى الاهى را كه در خواب تلقى فرموده بودند، اينچنين با فرزند در ميان گذاشتند:
...يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ماذا تَرى...[٣]؛ ...اى پسركم! همانا من در خواب چنين ديدهام كه سر تو را مىبُرم؛ نظر تو چيست؟....
پسر نيز كه در همين مكتب درس تسليم را به خوبى آموخته بود، بىدرنگ پاسخ داد:
يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّابِرِينَ[٤]؛ اى پدر! آنچه (از سوى خدا) مأموريت يافتهاى، انجام ده (و) به خواست خدا مرا از شكيبايان خواهى يافت.
پدر نيز بىدرنگ به امتثال امر حقتعالى پرداخته و درنگ را جايز نشمرد و از اين جهت، از سوى خداوند به نيكوترين وجه مورد تحسين قرار گرفت.[٥]
[١] «الْحَمْدُ للهِِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ». ابراهيم (١٤)، ٣٩؛ مشابه: هود (١٢)، ٧٢ و حجر (١٥)، ٥٤. [٢] «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِواد غَيْرِ ذِي زَرْع عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...». ابراهيم (١٤)، ٣٧. [٣] صافات (٣٧)، ١٠٢. [٤] همان. [٥] «قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً». بقره (٢)، ١٢٤.
بر اساس احاديث فراوان مقام امامت، مقام بلندى بود كه پس از عبد بودن، نبى بودن، رسول بودن، خليل بودن و انجام دادن آزمايشهايى متنوع به حضرت داده شد. براى مثال ر.ك: اصول كافى، ج ١، ص ١٧٥، احاديث ٢ و ٤؛ بحارالانوار، ج ١٢، ص ١٣؛ ج ٢٥، ص ٢٠٦ و ج ١٨، ص ٢٧٨.