زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - ماده آزمون
اصلى خلقت وى، وسيلهاى براى آزمايش قرار گرفت. آرى، اين صفت، هنگام عمل ظاهر مىشود و در طرز رفتار، نشست و برخاست، توقعات و عكسالعمل در مورد انتقادها و تذكرات خود را نشان مىدهد. البته برخى نيز با تظاهر به فروتنى، در صدد فريب اين و آن هستند كه بايد كاملا توجه كرد و دانست كه تواضع ظاهرى، هميشه دليل بر فروتنى باطنى نيست.
به هر حال، فرشتگان كه لذتى جز فرمانبرى حقتعالى ندارند، بىدرنگ به سجده افتادند؛ ولى ابليس با كمال بىادبى، با ادّعاىِ برترىِ ماده اصلىِ پيدايش خود و بىتوجه به اينكه هر دو مخلوق او هستند، زبان به اعتراض گشوده و عرضه داشت:
...لَمْ أَكُنْ لأَِسْجُدَ لِبَشَر خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصال مِنْ حَمَإ مَسْنُون[١]؛ من (آن موجودى) نيستم كه براى بشرى كه از گل خشكى[٢] مايل به سياهى[٣] و متغير[٤] آفريدهاى، سجده نمايم.
و با مقايسهاى غلط، اين چنين عصيانگرى را آغاز كرد:
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نار وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِين[٥]؛ من از او برترم، (چرا كه) مرا از آتش و او را از گِل آفريدهاى (و چون آتش از گل والاتر است، پس من زير بار فرمان نمىروم).
[١] حجر (١٥)، ٣٣. [٢] مرحوم شيخ طوسى پس از بيان «گل خشك» به عنوان معناى صَلصال، فرمودهاند: بعضى آن را مشتق از «صَلَّ اللَّحْمُ وَأَصَلَّ إِذَا انْتَنَّ(گوشت بدبو شد)»، «گل بدبو» معنا كردهاند؛ ولى همان معناى اول اقواست؛ چون خداى تعالى فرموده: «خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ صَلْصال كَالْفَخّارِ» (الرحمن، ١٤). التبيان، ج ٦، ص ٣٣١. [٣] جمع «حمأة»، گِل مايل به سياهى. همان. [٤] در مورد مسنون دو قول است: ريخته شده و متغير. همان. [٥] ص (٣٨)، ٧٦.