زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - مناسبت خطبه
از مقايسه با امثال خود (مثل برادر، خواهر و دوستان) درك مىشود، و گاهى مطلق است كه همان «كبريا» است و فوق آن بزرگى نيست؛[١] بنابراين تفاوتى كه بين «عزت» و «كبريا» هست، اين است كه در دومى نياز به اضافه كردن قيد «مطلق» نداريم؛ به خلاف عزت كه به طور مطلق از آنِ خداست و اين خداوند است كه هر كه را بخواهد، خود عزت مىبخشد. امام(عليه السلام)با اين استعاره، از اختصاص اين دو صفت به حضرت حقتعالى خبر دادند.
اما انسان، به سبب نادانى، صفات الاهى را به خود نسبت مىدهد؛ چنانكه خداى تعالى در مورد قارون مىفرمايد:
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْم عِنْدِي أَوَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعاً ...;... گفت: من اين ثروت را بر اساس دانشى كه دارم (و به ريزه كارىهاى اقتصادى آشنا هستم) به دست آوردهام. (خداى تعالى در پاسخ اين مطلب واهى مىفرمايد:) آيا او نمىداند قبل از او از ميان نسلهاى گذشته كسانى را خداوند نابود ساخته است كه از او قدرتمندتر و مال اندوزتر بودهاند؟».[٢]
امروز نيز افرادى در مقابل تذكر نسبت به رعايت حقوق فقرا پاسخ مىدهند: ما خون دل خورديم و با زحمت فراوان اين ثروت را جمع كرديم؛ چگونه آن را به ديگران بدهيم؛ در حالى كه توجه ندارند كه علم، قدرت و ديگر نعمتها را خداى تعالى عطا فرموده است و ما آنها را ايجاد نكردهايم.
[١] الكبرياء: عظمت و پادشاهى... و كاربرد آن فقط در مورد خداى تعالى است. لسان العرب، ج ١٢، ص ١٢.
الكبرياء: اسم للتكبر و العظمه، كتاب العين، ج ٥، ص ٣٦١.
الكِبر بالكسر: العظمة و كذلك الكبرياء، صحاح اللغه، ج ٢، ص ٨٠١.
الكبر: العظمة و التجبّر كالكبرياء، تاج العروس، ج ٣، ص ٥١٤.
[٢] قصص (٢٨)، ٧٨.