زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - مناسبت خطبه
كبريا: در فارسى واژه معادلى براى آن وجود ندارد و بايد قدرى آن را توضيح داد:
ريشه آن «ك ب ر» و همخانواده كِبَر به معناى بزرگى،[١] در مقابل صِغَر به معناى كوچكى است. بزرگى و كوچكى، دو مفهوم متضايفند؛ يعنى پس از مقايسه دو چيز مىگوييم: چون اين يكى علاوه بر همه اجزاى آن يك، جزء ديگرى هم دارد، «كبير» و ديگرى «صغير» است.
بايد توجه داشت كه «كِبَر» و «كِبْر» فقط تفاوت اندكى در تلفظ دارند و در هر دو، معناى «بزرگى» لحاظ شده است ولى هر يك مورد استعمال خاصى دارند و به جاى يكديگر استعمال نمىشوند. «كِبْر» به خلاف «كِبَر» بر «امرى قلبى» اطلاق مىشود و از كيفيت نفسانى خاصى حكايت مىكند كه بر اساس آن، انسان خود را بزرگ ببيند. خداوند تعالى بعضى بندگان خود را در مورد داشتن چنين صفتى، اين گونه ياد مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللهِ بِغَيْرِ سُلْطان أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلاّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[٢]؛ همانا كسانى كه بدون آنكه هيچگونه دليل محكمى داشته باشند (نزد آنان باشد و بتوان به آن استناد نمود) به جدال با آيات الاهى مىپردازند، در سينههاشان چيزى جز «خودبزرگبينى» وجود ندارد (آن هم چيزى است كه هرگز) به آن (قلّه بلند خيالى) دست نخواهند يافت؛ پس به خدا پناه ببر؛ چراكه او شنواى بيناست.
حال اين «خودبزرگبينى» گاهى به صورت نسبى در نظر گرفته مىشود و
[١] «كِبَر» متضاد «صِغَر» است، و در سنّ انسان، به بزرگسالى اطلاق مىشود. لسان العرب، ج ١٢، ص ١٢ و كتاب العين، ج ٥، ص٣٦٢. [٢] غافر (٤٠)، ٥٦.