زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - آزمون مستكبران و مستضعفان به وسيله يكديگر
أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَتُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ[١] لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الاِْعْتِبَارِ، وَأَبْعَدَ لَهُمْ فِي الاِْسْتِكْبَارِ، وَلاَمَنُوا عَنْ رَهْبَة[٢] قَاهِرَة لَهُمْ أَوْ رَغْبَة مَائِلَة بِهِمْ، فَكَانَتِ النِّيَّاتُ مُشْتَرَكَةً وَالْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً؛ اگر انبياى عظام(عليهم السلام) مجهز به نيرويى دستنيافتنى و فوق همه نيروها بودند و شكستناپذير و مغلوبناشدنى و به سلطنتى دست يافته بودند كه گردنها به سوى آن كشيده مىشد (و مردم را به خود جذب مىكرد) و از اطراف و اكناف براى ديدن آن، بار سفر مىبستند، در اين صورت مردم به راحتى مىپذيرفتند و به بدبختى استكبار مبتلا نمىگشتند. ايمانشان يا از ترسى ناشى از قهر و غلبه بود، و يا از طمعى برخاسته از ثروتاندوزى و مالدوستى. در چنين حالتى انگيزهها بازشناسى نمىشد و نيتهاى پاك و صادق با قصدهاى دنيايى و شيطانى آميخته مىگرديد.
وَلَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ الاِْتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ وَالتَّصْدِيقُ بِكُتُبِهِ وَالْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ وَالاِْسْتِكَانَةُ[٣] لاَِمْرِهِ وَالاِْسْتِسْلاَمُ[٤] لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً لاَ تَشُوبُهَا مِنْ غَيْرِهَا شَائِبَةٌ.
خداى متعال چنين خواسته است كه اگر انسان تسليم حق شد و خضوع كرد، اين عمل صرفاً براى خداوند باشد و هيچ گونه شائبه غير خدايى در آن راه نداشته باشد. و اگر كسى درصدد فريب دادن خدا و مؤمنان برآمد، بايد توجه به «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر»[٥] برايش تعيين كننده باشد و بداند پنهانكارى و دورويى را پايانى نزديك در پيش است و عملكرد وى با هر قصد نيك و بدى در وانفساى قيامت ظاهر خواهد شد.
[١] شدّ عقد الرحال: بار و بنه سفر به سويى بستن. [٢] ترس. صحاح، ج ١، ص ١٤٠. [٣] خضوع و ذلّت. همان، ج ٦، ص ٢١٩٠. [٤] انقياد و گردن نهادن، مصباح المنير، ص ٢٨٧. [٥] طارق (٨٦)، ٩.