ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - دو عنصر اساسى انسان ١ - عنصر انطباق با واقعيتهاى جارى طبيعى ٢ - عنصر آرمانى و اوتوپيائى
بلكه تمام كوشش و تقلاى آن صرف تعديل و صيقلى ساختن عوامل و پديدههاى مادى است كه پيرامون آدمى را فرا گرفته است . همچنين عنصر معنوى بوجود آمدن حقيقتى را بنام شخصيت در انسان ، اساس زندگى قرار مى دهد . اين همان حقيقت است كه انسان را از « چه » به « كه » تبديل مى نمايد .
در صورتى كه عنصر مادّى آدمى نه شخصيت مى شناسد و نه مديريت عالى موجوديت انسانى را .
تعريف رسالت
تعريف رسالت :
در اصل معناى اين كلمه كه پيامآورى است ، احساس تعهّد و نوعى از نمايندگى از غير و توسط ميان دو طرف وجود دارد .
به پيامبران الهى رسولان گفته مى شود ، زيرا آنان مردان متعهد و واسطه هايى ميان خدا و مردم بوده و پيامآورانى از طرف خداوند به مردم مى باشند . بنا بر اين معنى ، انسان نمى تواند رسالتى مستند به انديشهها و تعقلها و دريافتهاى شخصى و معمولى خويشتن داشته باشد بدون اين كه امور مزبوره از تعهد و دريافتهاى عاليترى سرچشمه بگيرد كه حتّى موجوديت عادى خود او نيز نيازمند آن دريافتها بوده باشد .
از همين جا است كه هر متصدّى رسالتى داراى دو جنبه است : جنبهء نمايندگى حتى براى موجوديت خود و جنبهء طبيعى عادى او كه يكى از افراد نيازمند به رسالت محسوب مى شود .
از طرف ديگر چون مفهوم رسالت ابلاغ و اجراى حقيقتهاى عالىتر از وضع تحقق يافتهء عينى ، يا كوشش براى ادامهء حقايق عالىتر از وضع تثبيت شده را در بر دارد ، در نتيجه تعريف رسالت عبارت است از احساس تعهّد و ابلاغ و اجراى حقايق عالىتر از وضع موجود ، يا كوشش براى ادامهء آن حقايق از يك منبع والاتر به انسانهايى كه نيازمند آن حقايق مى باشند .
منبع رسالت
منبع رسالت :
با نظر به تعريفى كه براى رسالت در نظر گرفتيم ، منبع رسالت بايستى داراى