ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٥ - حيات اصيلترين هدفها است اگر تبديل به ضد حيات نگردد
و دانستههاى ما « كه همواره در مجراى دگرگونىها است ، هر حقيقت و پديده اى براى ما مطرح مى شود ، در محور » خواستهها و دانستهها « وضع خاصّى به خود مى گيرد .
بتوضيح اين كه - چنانچه در جاى خود اثبات كرديم : اگر چه جهان هستى با ميلياردها اجزا ، و روابطى كه دارد با قطع نظر از انسان داراى واقعيت است ، ولى اوصاف و عنوانهايى كه به آن اجزاء و پديدهها و روابط نسبت داده مى شود ، رابطهء مستقيم با « خواستهها و دانستهها و چگونگى موضعگيرى ما » در مقابل آن امور دارا مى باشد . مفيديت و مضر بودن ، بالا و پايين ، نسبيتها ، زشتى و زيبايى ، خوب و بد ، وسيله و هدف ، راه و مقصد . . . اوصاف و عناوينى هستند كه با نظر به خواستهها و دانستهها و چگونگى موضع گيرى ما در مقابل اجزاء و پديده و روابط انسان و جهان ، انتزاع مى شوند .
بنا بر اين ، ملاحظهء دقيق دو قطب درون ذاتى و جهان عينى از نظر ثبات و دگرگونى ، در هدفگيرىها كمال ضرورت و اهميت را دارا مى باشد .
هر هدفى كه انتخاب مى شود از چند جهت در معرض دگرگونى قرار مى گيرد مانند : ١ - فاصلهء زياد ميان موقعيت انسان هدفگير و هدفى كه انتخاب كرده است ، زيرا هر چه فاصلهء زمانى حتّى فاصلهء بعد مكانى ميان موقعيت و هدف زيادتر بوده باشد ، احتمال براى دگرگونى هدف بيشتر خواهد بود خواه دگرگونى در كيفيت موضعگيرى آدمى كه دائما در حال تغيير است باشد و خواه در وجود واقعى هدف كه در مجراى تحولات ناشى از تحول در عوامل قرار مى گيرد .
٢ - ممكن است فاصلهء زمانى يا بعد مكانى ميان موقعيت انسانى و هدف مفروضش زياد نباشد ، ولى وضع روانى يا محيطى انسان در معرض دگرگونىهاى سريع قرار بگيرد ، يا خود هدف مزبور در ميان عوامل تغيير دهنده محاصره شده باشد ، در اين صورت نيز ، ملاحظهء دقيق دو قطب درون ذاتى و جهان عينى از نظر ورود تغييرات بهر دو قطب ، كمال ضرورت و اهميت را دارا مى باشد .