ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - حق چهارم - تأديب و تربيت شما
< شعر > كل يوم هو في شان بخوان مرو را بيكار و بى فعلى مدان كمترين كارش بهر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه ميكند لشكرى ز اصلاب سوى امهّات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل باز بىشك بيش از آنها مى رسد آنچه از حق سوى جانها مى رسد آنچه از جانها به دلها مى رسد آنچه از دلها به گلها مى رسد < / شعر > پس هر لحظه جان آدمى در مجراى پذيرش فيض الهى است . مادامى كه خود انسان از اين جريان فيض جلوگيرى نكند ، از جانب خداى فياضّ سدّى بسته نمى شود .
< شعر > روز نو و شام نو ، باغ نو و دام نو هر نفس انديشه نو ، نو خوشى نو عناست < / شعر > آماده ساختن انسانها براى بهره بردارى از اين جريان مستمر عنايت ربانّى بدون تأديب و تربيت صحيح امكان پذير نمى باشد . ارشاد و امر به نيكىها و جلوگيرى از فساد و بدىها از مبانى ضرورى اسلام است كه لزوم تربيت را گوشزد مى كند .
منحصر ساختن تربيت بدوران كودكى و جوانى و رها ساختن انسان بحال خود پس از آن دو دوران ، شبيه به پروردن نهال است تا موقعى كه شكوفه برآورد و داراى برگ گردد . در صورتى كه هر درختى براى بقاء و ادامهء هستىاش به آبيارى دائمى و تابش اشعهء خورشيد و موادّ غذايى زمينى نيازمند است . باضافهء اين كه آدمى موجودى است كه با افزايش ساليان عمر ، بر دقّت و ظرافت و ورزيدگى انديشه اش مى افزايد . اكثريت عظيم اكتشافات و ابتكارهاى عامل پيشرفت بشرى از سى سال ببالا بوده است كه بگفته معاصرين دوران مقرّر پذيرش تربيت را در پشت سر گذاشته است براى مديريت اين نيروها تربيت جدى لازم است .
دگرگونىهاى روانى متوسط و عميق در سالهاى پس از سى و بلكه چهل سال بقدرى فراوان است كه نمى توان بعنوان استثناء از آنها عبور كرد . حتّى