ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - جملهء سوم
« امتيازات انسانى على ( ع ) از لحاظ عظمت و جلال و شهرت در آن حدّ اعلا است كه شرح كردن و بحث و تفصيل دادن آنها ناروا و بيهوده است . . . من چه بگويم در حق مردى كه دشمنانش نتوانستند عظمتها و فضايل او را منكر شوند و همهء آنان به برترى شخصيت او اعتراف نمودند .
تو خود مى دانى كه بنىاميّه زمامدارى اسلام را در شرق و غرب روى زمين بدست آوردند و با هر نوع حيله گرى در خاموش ساختن نور او كوشيدند و هر گونه لعن و افترا را براى على در روى منابر ترويج نمودند هر كس كه او را مدح و توصيف مى كرد ، مورد تهديد قرار مى گرفت ، هر روايتى را كه فضيلت على را بازگو مى كرد ، ممنوع ساختند . حتى از نامگذارى كودكان به نام على جلوگيرى كردند . اين همه اقدامات و تقلاها جز ظهور عظمت و جلالت شخصيت على نتيجه اى نداد . . . در حقيقت اين همه نابكارىهاى بنىاميّه مانند پوشانيدن آفتاب با كف دست بود . . . من چه بگويم در بارهء مردى كه همهء فضيلتها به او منتهى مى شود و هر مكتب و هر گروهى خود را به او منسوب مى سازند . آرى او است رئيس همهء فضيلتها . . . [١] « من چه بگويم در بارهء مردى كه اهل همهء مذاهب غير اسلامى كه در جوامع اسلامى زندگى مى كنند [ و اطلاعى از شخصيت او دارند ] به او محبت مى ورزند و حتى فلاسفه اى كه از ملَّت اسلامى نيستند ، او را تعظيم مى نمايند . . . ما در مقدمه اين كتاب ( شرح نهج البلاغه ) نمونه اى از فضيلتهاى على ( ع ) را بدون اين كه قصد تكميل آنها را داشته باشيم ، متذكر شديم . و اگر بخواهيم اختصاصات و عظمتهاى او را بيان كنيم ، به كتابى مستقل به حجم همين كتاب ( شرح نهج البلاغه ) بلكه به مجلداتى بيش از اينها نيازمند مى باشيم . [٢]
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ١ ص ١٦ و ١٧ چاپ مصر ١٣٧٨ .
[٢] همين مأخذ ج ١ ص ٢٨ و ٢٩ .