ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٥ - فهرست مطالب
مطالب صفحه چون خود را فريب ندادهام ، از هيچ كس فريب نخوردهام ٢٢٩ با بينائى درونى و يقين ربّانى كه به گمراهى تبهكاران و هدايت خويشتن دارم ، باكى ندارم از اين كه به تنهائى در مقابل آنان بايستم اگر چه همهء روى زمين را پر كرده و براى پيكار با من صفآرائى نمايند ٢٣٢ خوددارى سازنده در مقابل وحشت ويرانگر ٢٣٣ بينائى درونى و يقين ربّانى ما فوق همه امتيازات ٢٣٦ من با چشمى باين دنيا مى نگرم كه شايستهء آن است ٢٣٨ من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى تأمين تمايلات شخصى خود مى خواهيد . هدف من كجا و خواستههاى شما كجا ٢٤١ وفاء به پيمانها دمساز پايدار صدق است و من سپرى با كفايتتر از وفاء نمى دانم ٢٤٥ كسى كه بداند سرنوشت نهائى او چيست حيله گرى به راه نمى اندازد ٢٤٥ آنجا كه حيله گرى هشيارى ناميده مى شود ، هشيارىها به وسيلهء تخدير عامل خودخواهى از عرصهء حيات رانده شدهاند ٢٤٧ براى تبهكارىهاى خود اصل و قانون نتراشيم ٢٤٨ چه مقدس و با ارزش است اين قانون گرائى و تكيه بر اصل در زندگى ، به شرط آنكه براى نابود كردن اصل و قانون بكار نرود ٢٤٩ من خود را عضوى از كاروان رو به كمال شما انسانها مى دانم ٢٥٠ مرا در مقابل وظيفه اى كه انجام دادهام ، سپاس خوش آيند نگوئيد ٢٥٣ آزاد ساختن شخصيت از چنگال تمايلات و روانه كردن آن به سوى خداوند و به سوى شما سپاسگذارى ندارد ٢٥٤ گفتگويتان با من مانند گفتگو با جباران نباشد . در مقابل من تسليم محقّرانه نشويد و از ابراز واقعيات خوددارى نكنيد و با قيافهء ساختگى و ظاهرسازى با من آميزش ننمائيد ٢٥٥ هرگز گمان نكنيد كه من از شنيدن سخن حق احساس سنگينى خواهم كرد