ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - كاروان سالارى كه راه و مقصد را مى شناسد و خود را عضوى از كاروان ميداند ، نه راه را گم مى كند و نه كاروان را گمراه مى نمايد
بيهودهء قواى دماغى و فرسودگى روحى ، آماده كرده ايد ٢٤ - « ما ضللت و لا ضلّ بى » [١] ( من گمراه نشدهام و كسى هم بوسيلهء من بگمراهى نيفتاده است ) كاروان سالارى كه راه و مقصد را مى شناسد و خود را عضوى از كاروان ميداند ، نه راه را گم مى كند و نه كاروان را گمراه مى نمايد .
مبدء و مقصد و مسيرى را كه بدست من دادهاند در يك جملهء مختصر خلاصه شده است : ( « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا » ) [٢] .
( ما از آن خدائيم و بسوى او بر مى گرديم ) قطبنمايى بسيار حساس در اين مسير در اختيار دارم كه هرگز اشاره به خطا و انحراف نمى نمايد ، اين قطبنما وجدان ناميده مى شود .
نيروى ديگرى دارم كه وسيله و هدفها و روشن و تاريكها را از يكديگر تفكيك مى نمايد ، و از حقايق جهان طبيعت و قلمرو انسان قوانين و اصول را انتزاع مى كند و كار ديگرى هم دارد و آن اينست كه براى من ناديدنىها ( غيب ) را بوسيله ديدنىها قابل درك و پذيرش مى سازد . اين نيرو عقل ناميده مى شود . عنايت ربانى در برهه اى از زمان لباس هستى براى من دوخت كه رهبر شماره يك تاريخ بشرى محمد بن عبد اللَّه ( ص ) در زير سپهر نيلگون فرياد : « اى انسانها ، حركت به پيش » را برآورده و روشنترين مشعل هدايت را فراراه انسانها گرفت . آن قطب - نما و آن نيروى تعقل با مشعل فروزان اين رهبر رهبران ، مبدء و مقصد و مسير حركتم را روشن و ارزشمند ساخته انسان را براى من در حدّ اعلايش قابل درك و پذيرش گرداند .
اينست عامل حركت من در راه راست و حركت دادن انسانهايى كه عضوى از آنان مى باشم ، در همين راه .
[١] غرر و درر آمدى ص ٢٧٥ چاپ بيروت .
[٢] البقرة ١٥٦ .