ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى تأمين تمايلات شخصى خود
الهى مانع دارد ، لذا آن حيله گرى را با آشنائى و داشتن قدرت كنار مى گذارد . كسى كه اعتنايى به دين ( و محاسبات پشت پرده ) ندارد ، در كمين فرصتها مى نشيند ، تا از مكرپردازىها برخوردار شود » .
وفا به پيمانها دمساز پايدار صدق است و من سپرى با كفايتتر از وفا نمى دانم
وفا به پيمانها دمساز پايدار صدق است و من سپرى با كفايتتر از وفا نمى دانم بحث مشروح تعهد و وفاء به آن را در مواد رسالت كلى مطرح نمودهايم .
در اينجا يك نكتهء مهم را متذكر مى شويم و آن اينست كه تخلف از انجام تعهّد عبارت ديگرى از اسقاط ارزش شخصيت و نابود ساختن قدرت آن است در برابر واقعيات ، زيرا چنانكه در آن مباحث متذكر شدهايم : انسان در حالت ايجاد تعهد ، شخصيت خود را در گرو موضوعى مى گذارد كه انجام دادن يا ترك آن را در عهده مى گيرد و با تخلف از رها كردن شخصيت ، قدرت آن را تا حدّ صفر تقليل مى دهد . با نظر به اين اصل براى چنين فردى صحيح منعكس ساختن واقعيات كه صدق ناميده مى شود . كمترين ارزش نخواهد داشت ، زيرا چه ارزشى بالاتر از خود شخصيت و فرض اينست كه چنين فردى تا آنجا حاضر شده است كه شخصيت و ارزش خود را نابود بسازد .
امّا اين كه هيچ سپرى با كفايتتر از وفا وجود ندارد ، باين جهت است كه پديدهء وفا كشف از تقيّد انسان به حفظ شخصيت از عوامل سقوط مى نمايد و اثبات مى كند كه ذات اين انسان براى خود محترم است . پس در حقيقت براى حفظ و سالم نگهداشتن شخصيت خويش عاليترين و محكمترين سپر را بدست آورده است .
با اين ارزيابى كه امير المؤمنين در بارهء شخصيت انسانى بيان مى كند چگونه مى توان دروغ و حيله گرى و صحنه سازى را كه از مسائل پيش پا افتادهء مديريتهاى معمولى اجتماعى است ، از وى توقع داشت كسى كه بداند سرنوشت نهائى او چيست حيله گرى براه نمى اندازد
كسى كه بداند سرنوشت نهائى او چيست حيله گرى براه نمى اندازد فريب دادن و منحرف ساختن واقعيات و حيله پردازى در بارهء انسانها ، علتى