ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى تأمين تمايلات شخصى خود
از اخذ تصميم باز مى داشت و گرايشى به مدارا در نهادش ايجاد كرده بود » [١] مورد تأمل قرار بدهيم ، زيرا با آن مختصات روحى على بن ابي طالب ( ع ) كه در اين مباحث مى بينيم ، او با تمام آگاهى و هشيارى و اختيار از مكتب ماكياولى بيزارى جسته است . عبارات پطروشفسكى كه پيش از جملات فوق در صفحه ٥٠ گفته است چنين است : « على تا سرحد شور و عشق پايبند دين بود ، صادق و رستگار بود . در امور اخلاقى بسيار خرده گير بود . از نامجويى و طمع و مالپرستى بدور بود و بىشك مردى دلير و جنگاورى با شهامت بود . . . على هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات لازمهء اولياء اللَّه در وجودش جمع بود . » [١] آيا چنين شخصيتى مى تواند از اين رشد و كمال اعلاى انسانى دست بردارد و خود را در رديف اشخاص معمولى قرار بدهد او كه با نقطهء مركزى دائرهء وجود انسانها سرو كار دارد ، چگونه مى تواند انعطاف و شكلپذيرى بىاساس و بىهدف انسانها را مورد بهره بردارى قرار بدهد .
١٥ - « انَّ الوَفاءَ تَوامُ الصِّدقِ وَلا اعلَمُ جُنَّةً اوفى مِنه وَلا يَغدِرُ مَن عَلِمَ كَيفَ المَرجِعُ وَلَقَد اصبَحنا فى زَمانٍ قَدِ اتَّخَذَ اكثَرُ اهلِه الغَدَرَ كَيسا وَنَسَبَهُم اهلُ الجَهلِ فيه الى حُسنِ الحيلَةِ ، ما لَهُم قاتَلَهُمُ اللَّه قَد يرىَ الحُوَّلُ القُلَّبُ وَجه الحيلَة وَدُونَه مانِعٌ مِن امر الله وَنَهيِه ، فَيَدَعُها رَأىَ العَينِ بَعد القُدرَةِ عَلَيها وَتنتَهِزُ فُرصَتَها مَن لا جَريحَةَ لَه فى الدّين » [٢] ( وفاء پديده ايست توام با صدق و من سپرى با كفايتتر از وفا نمى دانم . كسى كه مى داند سرنوشت نهايى و پايان هستى او چيست ، نمى تواند مرتكب حيله گرى و مكر پردازى شود . اى مردم ، ما در زمانى زندگى مى كنيم كه اكثر مردم مكرپردازى را بجاى هشيارى گرفتهاند و مردم نادان هم آن را چاره جويى نيك مى پندارند ، خدا اين تبهكاران را نابود بسازد . انسان آگاه به همهء چهرهها و دگرگونىهاى امور ، راه حيله گرى را مى داند ، ولى از ارتكاب ضد دستورات
[١] اسلام در ايران - پطروشفسكى ص ٥٠ .
[١] اسلام در ايران - پطروشفسكى ص ٥٠ .
[٢] ط ٤١ ج ١ ص ٨٨ .