ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - بينائى درونى و يقين ربانى ما فوق همهء امتيازات
مزبور كه توضيح داديم ، ديده نمى شود .
بينائى درونى و يقين ربانى ما فوق همهء امتيازات هنگامى كه روش زندگى مادى و معنوى روى دو عامل بينايى صحيح و يقين ربانى قرار مى گيرد ، همهء موجوديت آدمى بر مبناى وابستگى به كمال و استغناى ذاتى استوار مى گردد . زيرا فقط در اين صورتست كه همهء قدرتها و امتيازات توزيع شده در دو قلمرو انسان و جهان نمى تواند بعنوان عوامل مزاحم يا خورد كنندهء انسان جوينده و آگاه جلوه نمايد .
اين اصل ما را بيك نتيجهء ديگر نيز رهنمون مى شود و آن اينست كه نه تنها همهء انسانهاى تبهكار با همهء قدرت و امتيازاتى كه داشتند ، و با كثرت نهايى كه سطح كرهء زمين را اشغال مى كردند ، هراسى در على ( ع ) بوجود نمى آوردند ، بلكه اگر جهان هستى هم با آن همه عظمت و نيروهايى كه دارد ، در مقابل على ( ع ) بعنوان خصومت صفآرائى مى نمود ، باز نمى توانست وحشت و ترسى در آن شخصيت بوجود بياورد . زيرا او با آن بينائى درونى و يقين ربانى كه بدست آورده بود ، آغاز و انجام و هدف حيات خود را به كمال اعلا پيوسته بود . لذا جهان هستى گذرگاه سنگلاخى براى وى جلوه مى كرد كه هر عامل مزاحمى از جهان ، نيرو يا بعد ديگرى را از او بيدار يا تقويت مى نمود . دليل اين كه شجاعت على ( ع ) در مقابل انسان و جهان ، وابستگى او به كمال اعلا است ، جملهء آخرى است كه مى گويد « و من بديدار خداوندى مشتاقم » .
در سخنان على ( ع ) در كتاب نهج البلاغه چنانكه خواهيم ديد : دنيا با همهء چهره هايش از ديدگاه على ( ع ) مى گذرد ، اين دنيا نه با لذايذ و امتيازات و قدرتهايش مى تواند على ( ع ) را از خود بربايد و بگوشه اى از هستى راكد و جامد بياندازد ، و نه شكستها و ناگوارىها مى تواند او را ترسانيده و زبون نموده و اختيار و مالكيت برخود را از او گرفته و شخصيت او را مانند يك درندهء تيز چنگال متلاشى نمايد .
آرى او است كه مى گويد :